اذهان ژول ورنی

دو ستان سلام

لطفا چنانچه راجع به سوالات درس مدیریت استراتژیک(استاد میرزا عبدالهی)مطلبی دارید ارائه کنید

با تشکر

سایتهای مرتبط با موضوع تجارت اطلاعات

سلام دوستان

قبل از هر چیز بخاطر ظرفیت بالایی از همکاری و همدلی که همیشه در مجموعه این دوره وجود داشته تشکر میکنم و واقعا قرار گرفتن در میان شما را برای خود توفیقی بزرگ میدونم .

شاید دوره های زیادی در مراکز مختلف بوده اند که اعضاء اونها دوسال ، چهار سال رو با هم گذروندن در حالیکه هیچ حس مشترکی نسبت به هم یا فعالیتهای مشترک پیدا نکرده اند . اصل این همدلی و اشتیاق به انجام کارهای مشترک ستودنی است و حتما هم با ادامه این روند ثمرات خودش رو به ما نشون خواهد داد .

در جلسه ای که در موضوع تازه با هم داشتیم حضور دوستان واقعا جالب و با اهمیت بود ، بعضی از دوستان از راه های دوری خودشون رو به جلسه رسوندند که واقعا جای تشکر داره و حتما هم امیدواریم که به همین ترتیب ادامه پیدا کنه .

اما فعلا دو تا سایت که یکی مربوط به یک موسسه ایرانی بنام : گزارشگران اقتصاد روز است و دیگری مربوط به شرکتی بسیار بزرگ بنام گارتنر که به فروش اطلاعات در حوزه آی تی بسیار مشهور است رو برای مطالعه شما دوستان تقدیم میکنم .

 

www.economyreporters.com

www.gartner.com

اميدورام در طول اين هفته اگر سايتهاي ديگري هم هست چه من و چه شما به دوستان معرفي كنيم كه البته تعدادي از اونها در صفحه سايتهاي مرتبط سايت اولي در دسترس است .

روز يكشنبه منتظر ديدار شما و دريافت نظرات مكتوب شما هستيم.

 

دوستدار شما

ارزش گذاري اطلاعات

جامعه، ''اطلاعات'' را به عنوان يك كالا و مالكيت آن را درحكم يك دارايي درنظر مي گيرد. اقتصاد دانان تمايل دارند كه اطلاعات را به شيوه اي يكسان، همانند دارايي‌هاي فيزيكي حساب كنند؛ ولي هيچ رشته دانشگاهي، يك الگوي پذيرفته شده اي را براي يك چنين طرزتلقي به ما ارائه نداده است.

رشته ها به گونه اي متفاوت به اطلاعات توجه مي كنند و توسعه نظامهايي براي سنجش اطلاعات ازكالاهاي فيزيكي دشوارتراست. نظام قيمت گذاري براي تعيين ارزش اطلاعات به كاررفته است، ولي آيا اين بهترين مفهوم را مي رساند؟


ارزش اطلاعات چيست؟

اطلاعات، عنصري ازتجارت شده است. درزمانهاي پيش تر، كاميابي مبتني برمعيارهايي چون مال و ثروت، منابع فيزيكي، نگارش، غذا، آتش يا جان پناه بود .امروزه، افراد و حرفه هاي موفق و كامياب، آنهايي هستند كه اطلاعات را تحت كنترل دارند: توسعه، دسترسي، تحليل وارائه اطلاعات. ما دوران خودرا به عنوان ''عصراطلاعات'' منتسب مي كنيم. ما به خريد و فروش اطلاعات، دست مي زنيم، گاهي به وسيله پول و گاهي آن را با اطلاعات ديگر مبادله مي كنيم. اطلاعات، به عنوان عنصري ازتجارت، يك كالاست؛ ولي به طوركلي، نظريه هاي اقتصادي و حسابداري پذيرفته شده درباره اطلاعات وجود ندارد.

چارچوب‌هاي فراواني وجود دارند كه ما تلاش مي كنيم كه اطلاعات را درقالب آنها، ازنظربگذرانيم و تعريف كنيم،كوششهاي متنوعي براي سنجش اطلاعات صورت مي گيرد، تصميم گيري درمورد اينكه چه نوع ارزشي دارد و تشخيص اينكه چقدرباارزش است؟ مثلارشته هايي چون اقتصاد، حسابداري، جامعه شناسي و علوم رفتاري اطلاعات،بلاتكليفي و ترديد را كاهش مي دهد و آن را برحسب نرخهاي معامله مبتني برعرضه و تقاض مي سنجند. انديشه حسابداران درباره هزينه ها وسودمنديها( بدهكاريها و بستانكاريها) است، حال آنكه دل مشغولي جامعه شناسان، سودمندبودن اطلاعات براي توده مردم است. رفتارشناسان،تغييرات،معرفت و رفتاري را كه اطلاعات به دنبال دارد مطالعه مي كنند.واضح است كه ارزشگذاري اطلاعات،يك جريان سرراست و تك مرحله نيست.

اطلاعات، قبل ازارزشمند شدن براي هرك، ازميان مراحل بسياري ميگذرد. مدتها قبل ازاينكه كسي تشخيص دهد كه آن اطلاعات است.ابتدا دريك حالت پنهان و درانتظارچشم اندازصحيح،موجوديت پيدا ميكند. بعد ما
درمييابيم كه داده هاي خام و سازمان نيافته، ممكن است براي پاره اي موارد به كارآيند. ما آنرا گردآوري، سازماندهي، تحليل مي كنيم و نتايجي را ازآن دريافت مي داريم.

هم اطلاعات و هم نتايج ما مي توانند مورد گفتگو قرارگيرند. فقط وقتي اطلاعات،درك شده است كه ما بتوانيم برآن ارزش بگذاريم و به آن پاسخ دهيم و واكنش نشان دهيم.

تعريفي ازارزش واقعي اطلاعات،فقط دراين مرحله پاياني مي تواند مطرح شود. اطلاعات به خودي خود فاقد ارزش است؛ رزش اطلاعات ازدركش و كاربردبعدي و آينده آن مشتق مي شود.قبل ازاين مرحله آخري، نمي توانيم بيش ازآنچه كه ازتخمين ارزش اطلاعات انتظارمي رود دربرداشته باشد،كاري كنيم.جامعه،فقط محصول و نتيجه اطلاعات را ارزش مي نهد.

اطلاعات به عنوان كالاتجارت، اطلاعات را به عنوان يك كالا درنظرمي گيرد و مالكيت آن را درحكم يك دارايي درنظرمي گيرد. اقتصاد دانان،تمايل دارند كه با اطلاعات به شيوه اي يكسان، همانند دارايي هاي فيزيكي برخورد كنند.با اين وجود،هيچ رشته دانشگاهي، الگوي پذيرفته شده اي را براي چنان برخوردي به ما ارائه نداده است، هرچند كه دراين باره،شباهتها فراوان هستند.

اطلاعات براي برخي حوزه ها،درروش مشابهي همچون سايردارايي ها و سرمايه هاي سازمانها، مي تواند ارزش گذاري و قيمت گذاري شود و درگزارشهاي مالي آنها وارد گردد. اطلاعات، به عنوان صورت موجودي، مراحل ارزش افزوده موادخام(رويدادها يا فرآيندها براي سنجش)، كاربراي جريان (اطلاعات براي توسعه)، كالاهاي تكميل شده(اطلاعات قابل فروش)را طي مي كند.گردآوري و ارائه اطلاعات به سرمايه گذاري كلان و كارانساني نيازمند است.دركنارهزينه برداربودن فراهم آوري،هزينه برداربودن اطلاعات براي مديريت را هم بايد درنظرگرفت.همانند دارايي هاي فيزيكي،اطلاعات قبل ازاينكه بتواند توزيع گردد با بازرسي كنترل كيفيت روبرومي شود.اطلاعات،همانند سياهه فيزيكي، تابع شرايط درست به موقع است. با وانهادن اطلاعات به خودي خودش،ارزش آن ممكن است كه ازبين برود.

درهرمرحله يا سطح ازاطلاعات، فروشندگان و مشتريان ويژه اي وجود دارند.جستجوگران اطلاعات ممكن است هزينه بيشتري بپردازند و فراهم آورندگان اطلاعات ممكن است تخفيف بدهند؛چرا كه آنها ميان سطوح و گوناگوني هاي تراكنش هاي اطلاعات،تفاوتي را قائل نمي شوند.اين امر،ناشي ازمشكلاتي است كه درشناسايي و سنجش اطلاعات وجود دارد.

اطلاعات و نظام قيمت گذاري جوزف استيگليتز، به عقيده اقتصاد دانان اوايل قرن 20، ارجاع مي دهد كه نظام قيمت گذاري غيرمتمركز منجربه تخصيص مؤثرمنابع مي شد. استيگليتز ميگويد: “جاي اميدواري بود، همان ابزاري كه بينش‌هايي را نسبت به ساير شاخه‌هاي اقتصاد فراهم آورده بود، دراقتصاد اطلاعات بكار رفت.”درحقيقت ازنظراستيگليتز، نظام قيمت گذاري، يك الگوي رضايتبخش براي اقتصاد نيست، چون مسائل اطلاعات را تبيين نمي كند، به طوري كه اطلاعات را ازساير كالاهاي فيزيكي متفاوت سازد.

جان پري بارلو، كه به تجارت اطلاعات ارجاع مي دهد،پيش نويس طرحي ازروشهاي غيرپولي را آماده كرد كه جامعه، ارزش اطلاعات را تعيين ميكند. بارلو به طوركلي مي گويد، هرچقدركه اطلاعات مانوس ترشود، ارزش آن افزايش مي يابد، برعكس كالاهاي فيزيكي كه هرچقدرنادرو كمياب شوند، بيشترارزشمند هستند.گاهي اوقات، كميابي، ارزش اطلاعات را افزايش ميدهد؛ مثلا همچون وقتي صاحب يك راز، ازدانستن آن سود
مي برد. دراين نمونه ها، تنظيم وقت به همان ميزان زياد، تعيين كننده ارزش است كه خود اطلاعات.كسي كه ازنظرزمان توليد شده به اطلاعات نزديكترين است،كسي است كه ازاجراي آن سود مي برد. اطلاعات، همچنانكه فاصله ميان شكل و كاربردش افزايش مي يابد، ارزشمندي كمتر و ارتباط كمتري پيدا مي كند. بارلو، همچنين خاطرنشان مي سازد كه ارزشي را كه براطلاعات مينهيم، تحت تاثير شهرت واعتبار و ديدگاه فراهم آورنده قرار
مي گيرد. ما به انديشه هاي افرادي كه آنها را به عنوان متخصص پذيرفته ايم، ارزش مينهيم و نيزبراي آن افرادي كه به ماراه درك و مشاهده جهان را همزمان كه برايمان اطلاعات فراهم مي سازند، مي فروشند، ارزش قائل هستيم.

سنجش ارزش اطلاعات منطبق برنظام قيمتگذاري، بسياردشواراست. ويژگيهاي اطلاعات، آن را هم شبيه و هم بي شباهت به سياهه برداري فيزيكي مي نمايد:

·اطلاعات،ضرورتا يك كالاي صنعتي نيست.

· اطلاعات،گاهي مي تواند باارزش اندك يا بدون هزينه توليد شود.

· هرمقوله ازاطلاعات، ازيكديگرمتفاوت مي باشد. اگراين اختلاف وجود نداشته باشد،اطلاعات تازه اي هم وجود نخواهد داشت. محصول مشابه، مكررا مي تواند ازمغازه مشابه خريداري شود، اما اطلاعاتي كه يك بارفراهم يا فروخته شد، نمي تواند مجددا خريداري شود؛چون خريدار،اكنون آنرا مي داند.

· اطلاعات،ممكن است مبادله شود؛اما مبادله ضروري نيست. دريافت اطلاعات مي تواند يك تجربه تماما شخصي و فردي باشد و اطلاعات هنگامي كه شخصي با يك محيط منحصرا غيرانساني درتماس باشد، ميتواند درتماس باشد.

·اطلاعات، ضرورتا كمياب نيست؛ تصور مي شود كه اطلاعات خوب تجزيه شده،خوب ارائه شده و خوب اشاعه شده هميشه دردسترس نمي باشد.

·اطلاعات،غيررقابتي است. اطلاعات مي تواند به وسيله يك شخص مصرف شود و با اين وجود براي سايرين بدون هزينه اضافي فراهم شود.


·
اطلاعات مي تواند اثرات متعدد و چندگانه اي داشته باشد، يعني يا مثبت باشد يا منفي، گاهي به صورت همزمان اين اثررا مي گذارد.


·
اطلاعات،براي موضوعات مختلف، هم مي تواند متوازن باشد و هم غيرمتوازن و گاهي به صورت همزمان،هردوحالت، باشد.

·اطلاعات،ممكن است دردسترس باشد، اما جايي كه مورد نيازاست فراهم نباشد واطلاعات فراهم شده هميشه به گونه اي مؤثراستفاده نمي شود.

·چنان چيزي به عنوان اطلاعات مطلق وجود ندارد كه بتوان آن را ارائه دادوازكل موجوديت آن بتوان استفاده مؤثرنمود، جنبه هاي كاربردي داشته باشد،دردانسته هاي مورد لزوم ازآن استفاده شود.

·اطلاعات ممكن است نه عيني باشد و نه ذهني، يا همزمان هردوباهم باشد.

·برخلاف اشياء مادي كه موجوديتي ندارند، اطلاعات مي تواندبه صورت بخش شده باشد.

·اطلاعات درمجموع مي تواند صحيح باشد يا غلط،تااندازه اي صحيح باشد يا غلط،يا نه صحيح باشد نه غلط.
·
اطلاعات، هم يك كالاي عمومي و هم يك كالاي شخصي مناسب است. مصرف اطلاعاتي يك شخص، ضرورتا مقدارموجوداطلاعات را براي ديگران كم نمي كند و قيمت آن يا ارزش آن كاهش نمي يابد.
 
اطلاعات، برخلاف اشياء، نمي تواند موجوديتي جدازارزش داشته باشد.

نظركتابداران درباره اطلاعات كتابداران،خودشان را به عنوان متخصصان اطلاعاتي مي نگرند. نگرش آنها به اطلاعات چگونه است؟ درگذشته،كتابداران بيشتر خودشان را باارتباطات يا مرحله انتقالي پردازش اطلاعات مشغول كرده‌اند. ديگران، گردآوري و سازماندهي اطلاعات را صورت مي دهند؛ مثلا-نويسندگان، هنرمندان و ناشران.كتابداران اين محتواي گردآوري شده را ارائه مي دهند و آن را دردسترس قرارمي دهند. ماداميكه يك كتابدار بايد ازمحتوا آگاه باشد، بداند چيست و كجا يافت مي شود، دل مشغولي عمده او با ارائه محتواست نه با توليد آن.
درحال حاضر،كتابداران مشتاقانه به قالبي كه اطلاعات درآن نمايان مي شود و ابزار و وسايل ارائه آن، علاقه‌مند مي شوند. بسياري ازسمينارها و مقالات مجلات كتابداري برويژگيها و نقاط بارز قالبهاي چاپي دربرابرنوع الكترونيكي تمركزمي كنند، يا درباره تعهدهاي تجاري،همچون واسطه هاي محتوايي كه ترس كتابداران ممكن است ازتخطي آنان به حريم شخصي و قابل توجه كتابداران است.

درمنابع علوم كتابداري، بحثهاي فراواني درزمينه ارزش افزوده خدمات اطلاعاتي وجود دارد. هم كتابداران و هم مراجعه كنندگان به آنها،نگران عرضه بيش ازتقاضاي اطلاعات شده اند، مي پرسند كه چگونه داده هاي بي ارزش و غيرضروري رادرجستجو براي محتواي مخصوص خود بايد حذف كرد. براي كاربران كتابخانه،موانع واقعي جهت دسترسي، تجزيه و تحليل و كاربرد اطلاعات وجوددارد و كتابداران هرگاه كه موانع دسترسي به اطلاعات را كاهش دهند، به ارزش آن مي‌افزايند. ارزش، درسهولت يافتن خاص ترين و كامل ترين منبع اطلاعاتي و درسهولت تماس و ارتباطات با اطلاعات، افزوده ميشود. ارزش، همچنين، درسهولت تجزيه و پردازش اطلاعات و درتسهيل كاربردآن اضافه مي شود. مشاوره ها با تمامي صنوف مي رساند كه همگي به خوبي اين نكته را مي دانند و آشكاراست براي مشاهده اينكه جامعه ما برفراهم آوري راه حلهاي جامع و كليدي جقدرارزش مي نهد.
براي تمام نگراني آنها براي فراهم آوري دسترسي به اطلاعات،ارائه خدمات مناسب به كاربران و ارزش افزوده، با توجه به اين واقعيت كه تعيين كميت او ارزش‌گذاري اطلاعات هنوز درهرروش قابل اندازه گيري امكانپذير نيست كتابداران از آن منع مي شوند. هرعنصراز ''دسته اطلاعات''نيازمند محاسبه خود آن است: فراهم آوري اطلاعات، ارائه اطلاعات، تجزيه و تحليل اطلاعات و نظايرآن. چه رابطه اي ميان هزينه مصرفي و تحميل شده درگردآوري اطلاعات و ارزش آن اطلاعات مي باشد؟ اين يك پرسش پردردسربراي كتابداران است. آنها بايدبراي توجيه افزايش هزينه ها جهت نمايندگيهاي مالي شان،درفقدان يك طرح معنادار جهت سنجش ارزش اطلاعات براي آينده برنامه ريزي نمايند.

تشبيهات جديد براي اطلاعات

استيگليتز به مطالعات بازاريابي خود درسالهاي 1976 و 1980 كه با سانفورد جي.گراسمن[3] انجام داد، استناد مي كند. اين مطالعات نشان داد كه “اگر اطلاعات ارزشمند است، بايد مقدارمتعادلي ازعدم توازن وجود داشته باشد.اختلافهاي مبرم و مزمن بين قيمتها و ارزشهاي اساسي كه محركهايي را براي اشخاص جهت به دست آوردن اطلاعات، فراهم مي آورد. ”استيگليتز و گراسمن،نتيجه گرفتند كه “فقط اطلاعاتي كه مي توانست به گونه اي مؤثرتوزيع شود، اطلاعات بي ارزش بود.

آيا ارجاع استيگليتز به اطلاعات بي ارزش دلالت براين دارد كه تعيين كيفيت اطلاعات به لحاظ پولي، ضرورت ندارد و ممكن نيست.اطلاعات،فقط يكي ازچيزهاي غيرمادي و غيرفيزيكي بسيار،كه مابرآن ارزش مي نهيم، نيست. آيا نيازما به سنجيدن اطلاعات به دلار، بيشتر ازنيازبه سنجش رضايتمندي براي ''خود ابرازي'' و ''خود اجرايي'' مي باشد؟

درگذشته، تلاشهاي جامعه براي تعيين يك ارزش دلاري براي اطلاعات و دانش، نتايج ناجوري را به بارآورده است. درزندگي دانشگاهي،شهرت يك محقق بستگي به ميزان ارزش فهم دانش او دارد. جامعه به حرفه‌ايهايي همچون پزشكان و وكلا، به خاطرتخصصشان پول بسيارزيادي مي پردازد. اما، رفتاريكنواخت و كليشه اي هنرمند يا موسيقيدان ضعيف، به دليل ضعف الگوها و ايده هاي ارزشي است. درچه مرحله يا سطحي، آراء و اطلاعات به راستي براي ما ارزشمند مي باشد؟ آيا رضايتمندي ازپردازش انحصاري اطلاعات، به خودي خود كافي است؟ آيا اقتصاد اطلاعات براي تجارت و شيوه زندگي ما،آنقدراساسي و اصلي شده است كه مجبورباشيم راهي براي برابرگرفتن انديشه ها و عقايد با پول نقد بيابيم؟ يااينكه،آيا يك خيزش درنظام قيمت ما،نيازي را براي يك پايه تازه جهت بازرگاني و تجارت دلالت مي كند؟

كتابداران، ماهيت به هم مرتبط دانش را،راههاي فراواني كه اطلاعات توليد شده دريك رشته دانشگاهي بارشته ديگرادغام مي شود،ديرزماني است كه تاييد كرده اند.نسبت به يافتن شباهتها براي ارزشگذاري اطلاعات درزمينه هاي تجارت،اقتصاد و حسابداري، متخصصان اطلاعاتي توانستند ازديگرالگوها، تعابيري را شكل دهند. مثلا، اطلاعات مي تواند با جريانهاي تحول و دگرگوني همراه شود:


·
اطلاعات، همواره درگردش است. اطلاعات به عنوان رسانه تبادل، محتواي تبادل و سازوكارارزشگذاري تبادل، عمل مي كند.


·
تناقص ها، نشان ازعدم وجودحالت ايستايي موازنه و سكون دارد. آنها زماني رخ مي دهند كه گردش اطلاعات، متوقف و مسدود مي شود.


·
اطلاعات، اشاعه، جذب و به كاربرده مي شود، به شيوه اي كه بتواند با استفاده تركيبي ازمنابع غني اطلاعاتي، پيوند داشته باشد.


·
درست هنگامي كه بيشترين دگرگوني ها كه دريك سطح سلولي به وقوع مي پيوندد، يكپارچگي اطلاعاتي
 مي تواند فقط به عنوان يك پديده منحصربه فردروي دهد.


·
اطلاعات،درسطوح مجزا دريك پيشرفت گام به گام،درست همچون سطوح انرژي درون يك جريان مولكولي از انرژي بالاتر در مراحل مجزا، كامل يا دريافت مي شود.


·
اطلاعات، دارايي لاينفك ساختاراست. برخي اطلاعات،پايا و ثابت هستند؛ درحاليكه برخي اطلاعات، بي ثبات هستند. برخي ازاطلاعات بي ثبات،ضرورت دارد كه به سطوح عالي يكپارچگي و پيچيدگي برسند.

· سطوح عالي اطلاعات،يعني يكپارچگي گسترده تراطلاعات، باخودش قدرت گسترده ترو بزرگتري مي آورد، دوره هاي طولاني ترثبات و پايداري و دورنماهاي درك و فهم، مي آورد.

پول، وسيله اي براي مبادله است، راهي براي سنجش نيازها و خواسته ها،موقعيت چشم داشتهاي اجتماعي، كميابي و بي نيازي، كميت و كيفيت، سودمندي و رضايتمندي و غيره. با اين حال، نظام قيمت گذاري، يك نظام انبوه و به هم پيوسته است. ما نمي توانيم به سهولت، ارزش را درسطح منفرد، تعيين كنيم. آشكاراست كه قيمت، به ندرت با ارزش ذاتي برابري مي كند. شايد ارزش، به صورت ريشه اي، يك ساختارمعنوي داشته باشد.آيا پول، بهترين جانشين براي ارزش است؟ آيا اطلاعات،خودش بهتر ميتواند ارزش را ارائه دهد؟ اطلاعات، مفهومي فراترو گسترده ترازپول و مسائل مادي دربرمي گيرد. آيا اطلاعات مي تواند سيستم نويني ازداد و ستد، يك اقتصاد حقيقي را رواج بدهد؟

 

سايتهاي مرجع كسب و كار

www.businessweek.com
در اين سايت مي توانيد از پيشنهاد هاي كارشناسان اقتصادي و مشاوران تجاري در مورد برنامه ها و روند منطقي عملكردها در شركت هاي كوچك و متوسط بهره بگيريد.
www.cbsc.org
اطلاعات جامع در مورد شروع كسب و كار كوچك و ارائه راه كار عملي جهت بودجه بندي در مراحل برنامه ريزي كار و بازاريابي
www.celcee.edu
بزرگترين مجموعه جهاني در مورد كليه مباحث مرتبط با آموزش هاي كارآفريني
www.enterweb.org
اطلاعات مختلف در مورد كارآفريني، خود اشتغالي و اداره كسب و كارهاي كوچك
www.entre-ed.org
يكي از اصلي ترين منابع موجود در مورد كارآفريني كه امكان كپي مجاني مواد آموزشي مرتبط با علوم كارآفريني در آن وجود دارد.
www.entreworld.com
حاوي اطلاعات مفيدي در مورد كارآفريني (مباحث و ابزارها) در تمامي زمينه هاي مورد نياز براي شروع يك كسب و كار
www.findarticles.com
در اين سايت مي توانيد مقالات مورد نياز خود در مورد كارآفريني و مواردي از موفقيت هاي كسب شده توسط كارآفرينان و ارتباط عميق بين كارآفريني و انتخاب و اجراي صحيح طرح كاري (Business Plan) را بيابيد.
www.independentmeans.com
در اين سايت به والدين و مدرسين آموزشي راههاي كمك (و حمايت از) زنان جوان در اموري نظير كنترل دارايي شخصي، كارآفريني، اقدامات نوع دوستانه و سرمايه گذاري آموزش داده مي شود.
www.kidsway.com
اين سايت كارآفرينان جوان و مؤسسات ارائه دهنده آموزشهاي مرتبط با كسب و كار را راهنمايي كرده و اطلاعات مفيدي در اختيار مي گذارد.
www.opens.org
اين سايت متعلق به يك سازمان غير انتفاعي در آمريكا است كه كارآفريني به جوانان سنين 10 تا 18 سال آموزش مي دهد.

www.paulandsarah.com
ارائه مشاوره به كارآفرينان در خصوص ايده هاي شروع كسب و كار، نفوذ به بازار و ...

www.siast.sk.ca
در اين سايت دوره هاي online كارآفريني در قالب ايجاد يك كسب و كار كوچك ارائه مي گردد.
www.strategis.ic.gc.ca
حاوي اطلاعات مهم در مورد ابزارها و منابع كسب و كار، تأمين سرمايه براي توسعه كار، بازاريابي خارجي، تجارت الكترونيك و ...
www.youthbusiness.com
مشاوره فني براي كارآفرينان جوان شامل: مدلهاي مختلف طرح كاري، راهنماي دريافت بودجه، قوانين كسب و كار، تأمين نيروي انساني و فهرستي از مشاورين و متخصصين كانادا

طرح كسب و كار (Business Plan)

طرح كسب و كار (Business Plan)

تعريف: طرح كسب و كار سندي مكتوب است كه جزئيات كسب و كار پيشنهادي را مشخص ميكند. اين سند بايد ضمن تشريح موقعيت كنوني ، نيازها ، انتظارات و نتايج پيش بيني شده را شرح دهد و كليه جوانب آن را ارزيابي كند.

طرح هم براي صاحب آن و هم براي حمايت كنندگان مالي آن، به دلايل زير لازم است:
1- مهم آن است كه مالك درباره هدف خود از كسب و كار و منابعي كه براي آن نياز دارد به دقت فكر كند. اين موضوع در برآورد ميزان سرمايه مورد نياز، به وي كمك خواهد كرد.
2- بعيد به نظر ميرسد كه مالك كسب و كار، براي راه اندازي آن سرمايه كافي داشته باشد. حمايت كنندگان مالي-بانكها يا سرمايه گذاران ريسكي-بايد متقاعد شوند كه سرمايه گذاري در كسب و كار جديد، منطقي و درست است.
3- فرض بر اين است كه اگر كسب و كار ايده خوبي نداشته باشد، هم براي صاحب آن و هم براي حمايت كنندگان مالي آن، بايد اين موضوع را در مرحله برنامه ريزي و قبل از هدر رفتن مقدار زيادي از زمان و هزينه، شناسايي كنند.

اجزاي يك طرح كسب و كار:
1- اهداف كلي
2- مشخصات مجري طرح و همكاران
3- تعريف و توصيف كسب و كار
4- تحليل استراتژي بازار
5- تحليل مالي
6- خلاصه

طرح كسب و كار نشان دهنده چيست؟
آماده كردن يك طرح كسب و كار نتيجه نهايي روند طرح ريزي نيست ، بلكه تحقق طرح ، هدف نهايي است. با اين وجود نوشتن طرح يك مرحله مياني مهم است. طرح نشان مي دهد كه بمنظور يك كسب و كار محرز ، بررسيهاي دقيق در ايجاد كسب و كار انجام شده است و براي راه اندازي آن كارآفرين ، وظيفه اش را انجام داده است.

هدف طرح
وجود يك طرح كسب و كار رسمي ، صرفنظر از اندازه كسب و كار آن ، به همان اندازه كه براي راه اندازي مهم است براي يك كسب و كار برقرار ( محرز ) نيز مهم است.
اين طرح چهار عمل اصلي را بصورت زير انجام مي دهد:

1- به مدير يا كارآفرين كمك مي كند كه جوانب و پيشرفت پروژه يا كسب و كارش را مشخص ، متمركز و بررسي كنند.

2- يك چهارچوب منطقي و حساب شده ايجاد مي كند تا در آن يك حرفه بتواند توسعه يابد و تدابير مربوط به آن حرفه را در چند سال آينده دنبال مي كند.

3- بعنوان ماخذ و مبنايي براي مذاكره با اشخاص ثالث مانند سهامداران ، دفاتر نمايندگي ، بانكها ، سرمايه گذاران و ... بكار مي رود.

4- معياري را براي سنجش وضعيت واقعي كسب و كار در برابرآنچه كه بايد باشد، ارائه مي دهد.

همانطور كه دو شغل مثل هم وجود ندارد و بنابراين طرحهاي كسب و كار مانند هم نيز وجود ندارد. از آنجائيكه ، برخي موضوعات در طرح به يك طيفي از كسب و كارها مرتبط هستند بنابراين اين امر مهم است كه مفاد و مندرجات طرح ها با امور فردي متناسب باشد. با اين حال ، بيشتر طرح ها از يك ساختار آزموده شده و نظر عمومي بر روي ( در مورد ) آماده سازي طرحي ك بطور وسيعي قابل اجراست متابعت مي كنند.
طرح كسب و كار مي بايست نگرشي واقع بين از پيش بيني ها ومقاصد بلندمدت داشته باشد. اين ديد و نگرش چهارچوبي را به وجود مي آورد كه طرح بايد در آن فعاليت كند و نهايتا" يا موفق مي شود يا شكست مي خورد. براي مديران و يا كارآفريناني كه به دنبال حمايت خارجي هستند ، آماده كردن يك طرح جامع ، موقيت را در افزايش بودجه ها يا تجهيز پشتيبان ضمانت نخواهد كرد. عدم وجود يك طرح منطقي ، يقينا شكست را حتمي خواهد كرد.

اهميت پروسه
ايجاد يك طرح كسب و كار رضايت بخش امري پردردسر ، اما ضروري است ، روند برنامه ريزي ، مديران يا كارآفرينان را وادار مي كند كه كاملا دريابند آنچه را كه مي خواهند بدست بياورند و اينكه چطور و كي آنرا انجام دهند. حتي اگر هيچ حمايت خارجي هم نياز نباشد ، طرح كسب و كار مي تواند براي دوري گزيدن از اشتباهات يا تشخيص فرصتهاي پنهاني نقش حياتي را بازي كند.
براي عده بسيار زيادي از كارآفرينان و طراحان ، روند طرح ريزي (‌ فكر ، مذاكره ، تحقيق ، تجزيه و تحليل ) به اندازه طرح نهايي و يا حتي بيشتر از آن مفيد است.
بنابراين حتي اگر به يك طرح رسمي نياز نداريد ، درباره روند طرح ريزي بطور دقيقي فكر كند. اين كار مي تواند سود زيادي براي طرح كسب و كار شما داشته باشد.
هفته هاي بسيار زياد كار سخت و پيش نويسهاي متعدد را از زمان بروز طرح تا گرفتن حق كار پيش بيني كنيد. يك طرح مكتوب واضح با بسته بندي جذاب سبب خواهد شد تا حاميان ، سرمايه گذاران و ... آسانتر به آن گرايش پيدا كنند . يك طرح كسب و كار كاملا آماده نشان خواهد داد كه مديران يا كارآفرينان، كار را مي شناسند و آنها را براي پيشرفت طرح بر حسب فرآوريها ، مديريت ، سرمايه ها و مهمتر از همه بازارهاي اقتصادي و رقابت انديشيده اند.
منبع :http://www.karafariny.com

اصول 20 گانه كايزن

اصول 20 گانه كايزن

1-    نگوييد چرا اين كار انجام نمي‌شود. فكر كنيد چگونه مي‌توانيد آن را انجام دهيد.

2-    در مورد مشكل به وجود آمده نگراني به خود راه ندهيد. همين الان براي رفع آن اقدام نماييد.

3-    از وضعيت موجود راضي نباشيد. باور داشته باشيد كه هميشه راه بهتري هم وجود دارد.

4-    اگر مرتكب اشتباه شديد, بلافاصله در صدد رفع اشتباه برآييد.

5-    براي تحقق هدف به دنبال كمال مطلوب نگرديد. اگر 60% از تحقق هدف اطمينان داريد دست بكار شويد.

6-    براي پي بردن به ريشه مشكلات 5 بار بپرسيد چرا؟

7-    گمبا محل واقعي خطاست. سعي نكنيد از دفتر كار خود مشكلات محيط را حل كنيد.

8-    هميشه براي حل مشكل از داده و اطلاعات كمي و به روز استفاده كنيد.

9-  براي حل مشكل بلافاصله به دنبال هزينه كردن نباشيد. بلكه از خرد خود استفاده كنيد. اگر عقلتان به جايي نمي‌رسد, آن را در همكارانتان بجوييد و از خرد جمعي استفاده كنيد.

10- هيچ وقت جزئيات و نكات ريز مسئله را فراموش نكنيد. ريشه بسياري از مشكلات بزرگ نكات ريز است.

11- حمايت مديريت ارشد منحصر به قول و كلام نيست. مديريت بايد حضور مشهود و ملموس داشته باشد.

12- براي حل مسائل هر جا كه امكان آن وجود دارد از واگذاري اختيار به زيردستان ابا نكنيد.

13- هيچ وقت به دنبال مقصر نگرديد. هيچ گاه عجولانه قضاوت نكنيد.

14- مديريت ديداري و انتقال اطلاعات بهترين ابزار براي حل مسئله به صورت گروهي است.

15- ارتباط يك طرفه دستوري از بالا به پايين مشكلات سازمان را پيچيده‌تر مي‌كند. مديريت ارشد بايد با   لايه‌هاي پايين‌تر سازمان ارتباط دو جانبه داشته باشد.

16- انسانها توانايي‌هاي فراواني دارند. از الگوهاي چند مهارتي و غني‌سازي شغلي براي شكوفا شدن  آنها استفاده كنيد.

17-  تنها فعاليت‌هايي را انجام دهيد كه براي سازمان شما ارزش افزوده ايجاد مي كنند.

18-  فراموش نكنيد كه 5 ت, پايه و بنيان ايجاد محصولي با كيفيت است.

19-  براساس الگوهاي كار گروهي, مسائل محيط كارتان را حل كنيد.

20- حذف مواد فرايندي پايان‌ناپذير است. هيچ وقت از اين كار خسته نشويد

منبع :http://www.icm.gov.ir

معرفی خلاصه

حمید نصیری متولد ۱۳۴۸

کارشناسی مهندسی سخت افزار از دانشگاه شیراز و کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی MITM

مهارتها:

MCSE,CCNA

تجارب : 

,Microsoft network admin,LAN,WAN,Microcontroller Design &Programming

Teaching Network Essentials

                                                            

با تشکر از اعضای گروه و خصوصا آقای کچویی

چون اولین بار است که وارد این وب لاگ می شوم ورود خودم را خوش آمد میگویم

فایل درس فاوا در سازمان

دریافت فایل

سلام

برنامه فردا ۲۹/۰۳/۱۳۸۵ ساعت ۷ شب رستوران باغ بنانیه ( بعد از ازگل به سمت مینی سیتی اول جاده   لشگرک درست اول جاده سمت راست ) البته فکر کنم تابلو نداشته باشه ورودیش نگهبان داره اگه مشگلی هم پیش امد با شماره ۴۹۹۷-۳۲۴-۰۹۱۲ شماره من هست تماس بگیرد.

مسووليت‌هاي اصلي CIO ‌كدامند؟

1- مديريت خدمات و ابزارهاي دپارتمانIT 

2- مديريت كارشناسان IT 

3- مديريت ارتباطات

4- فراهم ساختن امنيت اطلاعات و ارتباطات

و....

ادامه نوشته

سخنرانی

دعوت براي حضور در بيست و دومين سخنراني مشترك همكاران سيستم و دانشگاه تهران
 

بيست و دومين سخنراني مشترك گروه شركت‌هاي همكاران سيستم و دانشگاه تهران با عنوان «ارتباطات سازماني» و با سخنراني «دكتر علي‌اكبر فرهنگي» روز چهارشنبه، هفتم تيرماه ماه 1385 از ساعت 16:30 تا 18:30 در دانشكده‌ي مديريت دانشگاه تهران (بزرگراه جلال آل احمد، زير پل گيشا، دانشكده مديريت دانشگاه تهران، سالن الغدير) برگزار خواهد شد.

محورهاي سخنراني:
مهم‌ترين مطالبي كه در اين سخنراني مورد توجه قرار خواهد گرفت، عبارت‌اند از:
□ فرايند ارتباط موثر چيست؟
□ ارتباطات در سازمان‌ها چه نقش، ابعاد و هدفي دارد؟
□ مهارت‌هاي ارتباطي مديران چه كمكي به موفقيت سازمان‌ها مي‌كند؟
□ چگونه مي‌توان ارتباطات موثرتري با ديگران برقرار كرد؟
□ كمبود مهارت‌هاي ارتباطي، ما را با چه مشكلاتي مواجه مي‌كند؟

سخنران:
دكتر علي‌اكبر فرهنگي: دكتراي مديريت رفتار سازماني، فوق دكتراي ارتباطات سازماني از آمريكا
سابقه سال‌هاي متمادي تدريس در آمريكا و ايران
مشاور و محقق مديريت
استاد دانشكده مديريت دانشگاه تهران
چهره‌ي ماندگار مديريت ايران

مخاطبان سخنراني:
مديران ارشد و مياني سازمان‌ها

شيوه‌ي حضور در سخنراني:

علاقه‌مندان براي حضور در اين سخنراني مي‌توانند با ستاد فروش و بازاريابي همكاران سيستم (تلفن 88550063 يا 88550064) تماس بگيرند.

قورباغه ها


 روزي از روزها گروهي از قورباغه هاي کوچيک تصميم گرفتند که با هم مسابقه دو بدند. هدف مسابقه رسيدن به نوک يک برج خيلي بلند بود. جمعيت زيادي براي ديدن مسابقه و تشويق قورباغه ها جمع شده بودند و مسابقه شروع شد. راستش, کسي توي جمعيت باور نداشت که قورباغه هاي به اين کوچيکي بتوانند به نوک برج برسند.

توي اون جمع مي­شد جملاتي مثل اينها شنيد: "اوه,عجب کار مشکلي!!"، "اونها هيچ وقت به نوک برج نمي رسند " و يا  "هيچ شانسي براي موفقيتشون نيست، برج خيلي بلندِ!"

قورباغه هاي کوچيک يکي يکي شروع به افتادن کردند. بجز بعضي که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر
مي­رفتند جمعيت هنوز ادامه مي داد,"خيلي مشکله!!!، هيچ کس موفق نمي شه!" و تعداد بيشتري از قورباغه ها خسته مي شدند و از ادامه دادن منصرف ولي فقط يکي به رفتن ادامه داد. بالا, بالا و باز هم بالاتر اين يکي نمي خواست منصرف بشه! بالاخره بقيه ازادامه بالارفتن منصرف شدند. به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زياد تنها کسي بود که به نوک رسيد! بقيه قورباغه ها مشتاقانه مي خواستند بدانند اون چگونه اين کا ر رو انجام داده؟ اونا ازش پرسيدند که چطور قدرت رسيدن به نوک برج و موفق شدن رو پيدا کرده؟ و مشخص شد که برنده ي مسابقه کر بوده!!!

 

 پس دوستان عزيزم هيچ وقت به جملات منفي و مأيوس کننده ديگران گوش ندیم،  چون اونا زيبا ترين رويا ها و آرزوها رو ازما مي­گيرن، چيزهايي که از ته دلمون آرزوشون رو داريم! هميشه به قدرت کلمات فکر کنیم. چون هر چيزي که مي خونیم يا ميشنویم روي اعمال ما تأثير ميگذاره.

پس:
هميشه مثبت فکر کنیم! و بالاتر از اون هر وقت کسي خواست به ما  بگه که به آرزوهامون نخواهیم  ،رسيدکر باشيم !

 
و همیشه باور داشته باشیم: من همراه خداي خودم همه کار مي تونيم بکنيم.



 

 

یک داستان

من هم به یاد داستانی قدیمی افتادم ! اولین داستان زندگی بشر!

 

نقل است که پدر و مادر مان آدم و حوا علیهماسلام  که در ناز و نعمت بهشت به زندگی مشغول بودند و ابلیس رجیم از این خمشگین بود که این موجود گلی تاج و قرب اورا به تاراج داد در فکر آن بود که آدم را اغوا نماید تا از آن میوه ممنوعه تناول کند وآنچه نباید شود بشود. همچنین در روایات دینی ما نقل است که می دانست به این سادگی نمی تواند آدم علیه السلام  را به این امر راضی کند لذا از حس کمال جویی او سؤ استفاده نمود و به او گفت که آیا می دانی ارزشمند ترین موجود نزد خدا که مقامی عظیم  دربین همگان دارد کیست ؟ آدم ع فرمود می دانم پیامبران خدا برگزیده ترینند و در بین ایشان محمد و آلش از دیگران محبوب ترند. ابلیس گفت آیا عزت و مقام آنان را می شناسی ؟ آدم ع فرمود که می دانم بسیار والا و ارزشمند است . ابلیس اینجابود که زهر خودرا ریخت و به آدم گفت که اگر از آن میوه تناول کنی توهم همان منزلت را نزد خداوند خواهی یافت واین شد که آدم با حس کمال جوییش کاری کرد که نباید می نمود.

 

حال برای من همیشه این سوال بوده است که در زندگی امروزمان بشر بارها آن اشتباه پدرمان را به امید یافتن جایگاهی با ارزش (یا آسایشی ماندگار ) مرتکب می گردد غافل از اینکه روز بروز از بهشت خود دورتر می گردد!!

ویا به قول دوستمان لذت خوردن قهوه را به قهوه خوری آن می فروشد!

 

زندگي نوشيدن قهوه است!

 
گروهي از فارغ التحصيلان پس از گذشت چند سال و تشكيل زندگي و رسيدن به موقعيت هاي خوب كاري و اجتماعي طبق قرار قبلي به ديدن يكي از اساتيد مجرب دانشگاه خود رفتند.
بحث جمعي آن ها خيلي زود به گله و شكايت از استرس هاي ناشي از
كار و زندگي كشيده شد. استاد براي پذيرايي از ميهمانان به آشپزخانه رفت و با يك قوري قهوه و تعدادي از انواع قهوه خوري هاي سراميكي، پلاستيكي و كريستال كه برخي ساده و برخي گران قيمت بودند بازگشت. سيني را روي ميز گذاشت و از ميهمانان خواست تا از خود پذيرايي كنند. پس از آنكه همه براي خود قهوه ريختند استاد گفت: اگر دقت كرده باشيد حتما متوجه شده ايد كه همگي قهوه خوري هاي گران قيمت و زيبا را برداشته ايد و آنها كه ساده و ارزان قيمت بوده اند در سيني باقي مانده اند. البته اين امر براي شما طبيعي و بديهي است. سرچشمه همه مشكلات و استرس هاي شما هم همين است. شما فقط بهترين ها را براي خود مي خواهيد. قصد اصلي همه شما نوشيدن قهوه بود اما آگاهانه قهوه خوري هاي بهتر را انتخاب كرديد و البته در اين حين به آن چه ديگران برمي داشتند نيز توجه داشتيد. به اين ترتيب اگر زندگي قهوه باشد، شغل، پول، موقعيت اجتماعي و ... همان قهوه خوري هاي متعدد هستند. آنها فقط ابزاري براي حفظ و نگهداري زندگي اند، اما كيفيت زندگي در آنها فرق نخواهد داشت. گاهي، آن قدر حواس ما متوجه قهوه خوري هاست كه اصلا طعم و مزه قهوه موجود در آن را نمي فهميم.


پس دوستان من،
حواستان به فنجان ها پرت نشود... به جاي آن از نوشيدن قهوه خود لذت ببريد

برداشت شما؟!

یکی از دوستان گفتند که نمی شه بهتر از خدا خلق کرد ...

اول تو بهترش موندم ...  بعد تو خدا ... بعد تو خلق کردن ...

خلاصه از این جمله هیچی نفهمیدم ... اما می دونم اگر این جمله را باور کنم ارزش تمام کارهای هنری وخلاقیتهایی که بشر در طول تاریخ انجام داده برام زیر سوال می ره ...حتما منظورشون این نبوده !

دارم سعی میکنم منظورشون را درک کنم اما هنوز نتونستم ...

به نظر شما این عکس یعنی چی ؟

برداشت شما از این تصویر چیست؟

چند طناب به اندیشه ی ما بسته اند ؟!....

(رام كنندگان حيوانات سيرك براي مطيع كردن فيلها از ترفند ساده اي استفاده مي كنند.زماني كه حيوان هنوز بچه است، يكي از پاهاي او را به تنه درختي مي بندند. حيوان جوان هر چه تلاش مي كند نمي تواند خود را از بند خلاص كند اندك اندك اين عقيده كه تنه درخت خيلي قوي تر از اوست در فكرش شكل مي گيرد.وقتي حيوان بالغ و نيرومند شد ،كافي است شخصي نخي را به دور پاي فيل ببندد و سر ديگرش را به شاخه اي گره بزند. فيل براي رها كردن خود تلاشي نخواهد كرد

پاي ما نيز ، همچون فيلها،اغلب با رشته هاي ضعيف و شكننده اي بسته شده است ، اما از آنجا كه از بچگي قدرت تنه درخت را باور كرده ايم، به خود جرات تلاش كردن نمي دهيم،

غافل از اينكه خیلی وقتها براي به دست آوردن آزادي ، يك عمل جسورانه كافيست...)

سلام بچه ها

با توجه به حرفهای روز یکشنبه برای برنامه نهار ما فکر کردیم جمعه نهار بزیم پیکنیک سمت لواسان هر کسی موافقه یا توی سایت خبر بده یا با این شماره تماس بگیره (۹-۲۸ ۸۴ ۵۷ ۲۲ ) (اقای طوطیایی )

منتظر نظرات شما هستیم

سلام بچه ها

با توجه به حرفهای روز یکشنبه اگه همه موافق باشید برای جمعه نهار به پیکنیک بریم سمت لواسان هر کسی موافقه یا توی سایت خبربده یا با این شماره تماس بگیره (۹- ۲۸ ۸۴ ۵۷ ۲۲ ) ( دفتر اقای طوطیایی)

منتظر نظرات شما هستیم