چند تا از اساتید خوبمون هم هستند . . .

 

چارچوب همايش و محورهای بحث

  • شناسايی پيش نيازهای درون سازمانی و عوامل برون‌سازمانی برای حصول نتيجه مطلوب از راه‌حل ERP
  • چارچوب و استانداردهای لازم برای انتخاب راه‌حل ERP
  • عوامل موثر بر انتخاب روش استقرار و اجرای راه‌حل ERP
  • نقش دولت در اجرای موفق پروژه‌های راه‌حل ERP در سازمان‌ها
  • مرور تجارب استقرار ERP در كشور و شناسايی عوامل‌ بحرانی‌‌ موفقيت شركت‌های داخلي

• پانل تخصصی و تبادل‌نظر پيرامون سيستم‌های برنامه‌ريزی منابع سازمان
• كارگاه‌های تخصصی برای معرفی محصولات، ارائه تجارب، نمونه‌های پياده‌سازی‌ شده و عملياتی، قابليت‌‌ها و توانمنديهای شركت‌های داخلی فعال در زمينه ارائه خدمات مرتبط و مورد نياز

موضوعات سخنرانی و معرفی سخنرانان (برنامه مقدماتی)

رديف

موضوع

سخنران

1

شناسایی پیش نیازهای درون سازمانی و عوامل برون سازمانی برای حصول نتیجه مطلوب از راه حل ERP

آقای دکتر کازرونی

2

چارچوب و استانداردهای لازم برای انتخاب راه حل ERP

آقای مهندس شمس احمدی

3

الزامات بسترسازی سازمانی برای موفقیت ERP

آقای دکتر اعتماد مقدم

4

نقش دولت در اجرای موفق پروژه های راه حل ERP در سازمانها

آقای مهندس محوری

5

ویژگیها های سیستم های سازمانی و کاربرد سکوهای سازمانی

آقای مهندس پروینی

6

گزارش مطالعه بازار ERP در ایران

آقای مهندس ذوالفقاریان

سمینار ERP

مرکز صنایع نوین با همکاری انجمن انفورماتیک ایران برگزار می کند:

همایش سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان

همایشی برای مدیران بنگاه های متوسط و بزرگ تولیدی و خدماتی

- پیش نیازهای دورن سازمانی و عوامل برون سازمانی

- چارچوب و استانداردها

- نقش دولت در اجرای موفق

- ویژگی های سیستم های سازمانی

- انتخاب روش استقرار

- معرفی توانمندی های داخلی

زمان: ۳۰ بهمن ۱۳۸۵

مکان: سالن همایش های وزارت کار (خ ولیعصر- نرسیده به اتوبان شهید چمران)

دبیر خانه همایش: ۴۱- ۸۸۸۹۴۵۴۰ 

یه خبر . . .

 

سلام به همه

آقای علیرضا محب جلیلی انتخاب شما و آقای جلال نخستین را به عنوان نمایندگان دوره چهارم از طرف همه دوستانم در دوره ششم تبریک میگم .

به امید موفقیت همکاری همفکری و هم افزایی تمامی دوستان در همه دوره های MITM

اثرات ICT

 سلام به دوستان

نکاتی، با توجه به درس چند ساعت پیش آقای دکتر مرعشی یه جایی نوشتم گفتم اینجام کپی کنم:

۱. ساعت ۳ شب، با توجه به چند مطلبی که دیشب تو اینترنت خوندم از خواب بیدار شدم.

۲. مطلبهایی که امروز  سر کلاس صحبت شد چه در رابطه با تاثبرات ict جه خاطرات و متاثرات خودم و افراد دور و برم از این مطلب بیدار نگهم داشت.

۳. من تا این مطلب رو نمینوشتم خوابم نمیبرد، اون هم حتما باید در یکی از وبلاگهام، اون هم حتما به صورت آنلاین!!!

۴. من اگه جای فرزندی بودم که پدرش بهش سلام کرده بود و به جواب سلامش بسنده نکرده بود و از میدان های وجودی پیرامونش پرسیده بود که فقط همین سلام رو از من شنیدی و دیدی؟ جواب میدادم نه ! یه smiley دو نقطه و یه خط هم میبینم 

۵. فکر کنم چند سال بعد باید دوره هایی رو بذارن و از تاثیرات افراد حقیقی بر فاوا صحبت کنند. من خودم هیچ اشکالی نمیبینم که هم ارتباط مجازی باشه و هم حقیقی هر چند که این ارتباط حقیقی داره هر روز درصد کمتری رو نسبت به مجازیه به خودش اختصاص میده.

۶. فکر نکنم کسی دیگه این دوره زمونه پیدا بشه (در جمع اطرافیانم) و بخواد  این ارتباطات مجازی رو بد بشمره، ولی اگه خدایی نکرده پیدا هم شد من یکی به هیچ عنوان زیر بارش نمیرم. اگه شد باز عنوان یه مبارز آزادیخواه رو یدک خواهم کشید و فریاد خواهم زد نه!

 

سلام . . .

»التماس به خدا شجاعت است. اگر برآورده شود، حاجت، اگر برآورده نشود، حكمت است.
التماس به خلق خدا شرمندگي است. اگر برآورده شود، منت، اگر برآورده نشود، ذلت است. «حضرت علي (ع)

»لحظات را گذرانديم كه به خوشبختي برسيم غافل از اينكه لحظات همان خوشبختي اند. «دكتر علي شريعتي

بي درنگ ببخش.

به خدا نگو مشكل بزرگي دارم به مشكل بگو خداي بزرگي دارم.

»شخصيت من اون چيزي نيست كه نشون ميدم. اين كارامه كه شخصيت منو ميسازه. «بَت من

»خدايا! "چگونه زيستن" را تو به من بياموز، "چگونه مردن" را خود خواهم آموخت. «دكتر علي شريعتي

»تفكر جوهر نبوغ است. «ژران پل

256 »راه مختلف وجود دارد که به اختراع لامپ منجر نمي شود! «اديسون

»درباره ي هرچه مي گويي فكر كن ولي هرچه را فكر مي كني نگو. «فيلسوف هندي

TIME MANAGEMENT 2

چند روز پیش نکاتی رو در خصوص مدیریت زمان مطرح کردم. در اینجا به ادامه مطلب عنوان شده می پردازیم. امیدوارم با بکارگیری این نکات بتونیم از لحظات عمرمون استفاده مفیدتری بکنیم.

و اما نکات: 

اینکه وقت خود را صرف چه اموری می کنید را دقیقا مورد بررسی قرار داده و در صورت لزوم یکسری تغییرات آگاهانه در رفتار خود پدید آورید.

همواره در زندگی فرد منظم و سازمان یافته ای باشید تا وقت خود را بیهوده صرف یافتن وسایل گم گشته خود نکنید.

برای وقت خود ارزش قائل باشید، زمان هیچگاه به عقب باز نمی گردد.

به خاطر داشته باشید استرس و خستگی معلول کارهایی که به انجام رسانیده اید نبوده بلکه بیشتر از افسوس کارهایی که می توانستیم انجام دهید اما انجامشان نداده اید نشات می گیرند.

به هیچ فردی اجازه ندهید وقت شما را تلف کرده و برای خود مصروف دارد. برای خود مرز بندی مشخصی تعیین کرده و در صورت لزوم با صراحت "نه" بگویید.

از  تمام لحظات زندگی خود به نحو احسن استفاده کرده و سعی کنید از آنها لذت ببرید.

سعی کنید فرد خوش بینی باشید و همواره در انتظار رویدادهای خوشایند در زندگی خود باشید.

برای زندگی خود اهداف مشخصی تعیین کرده و برای دستیابی به آنها تلاش کنید.

هنگام نیاز از فرد آگاهی، راهنمایی بخواهید.

"وقت کشها" و یا هدر دهنده های وقت را به حداقل برسانید. آنها شامل موارد زیر می باشند:

تلفنهای طولانی، بی هدف و غیر ضروری

پشت گوش اندازیها

گفتگو های بی ثمر یا نامشخص

دانش فنی نا کافی و یا اطلاعا ت ناقص هنگام انجام کار

فقدان اهداف و اولویت بندیها و یا مبهم و گنگ بودن آنها

فقدان برنامه ریزی

خستگی و استرس

ناتوانی در "نه" گفتن

بی نظمی و نابسامانی های فردی

تماشای تلویزیون. تماشای بیش از 2 ساعت برنامه های تلویزیونی در روز معقول نمی باشد.

در ادامه مطلب قبلی . . .

خبر!!

دوستان برای دریافت جواب  workshope #3 رویکرد استراتژیک یک سری به Blackboard بزنید

وقتی قانون را کسانی وضع می کنند که تخصص ندارند آنان که تخصص دارند نباید سکوت کنند ...

نکات زیر صرفا نکات فنی است . نکات اجتماعی ، فرهنگی ، اجرایی و...هم هر کدام جای صحبت دارند

نکاتي در ارتباط با طرح ساماندهي پايگاه‌هاي اينترنتي ايراني:
(الف) مشکلات امنيتي سايت فعلي:
1ـ شرايط فعلي ميزباني سايتي که قرار است اطلاعات تفصيلي تمام پايگاه‌هاي ايراني را نگهداري کند به قرار زير است:
محل ميزباني سايت: دو سرور واقع در آمريکا و چين

شرکت خارجي طرف قرارداد: wildhoster.com (ميزبان وحشي)
شرکت‌هاي داخلي که به اطلاعات سرور دسترسي دارند: ... (دارنده سرور اصلي سايت در آمريکا)، احتمالاً ...(که به عنوان مالک دامنه samandehi.ir نام ايشان ثبت شده)

2ـ قالب سايت از يک سايت خارجي (www.checkm8.com) کپي شده که کاري غيرقانوني و غيرحرفه‌اي است. اين دو نشاني را مقايسه کنيد. سايتي که وزارت فرهنگ معرفي کرده بدون کوچکترين تغييري يک دزدي تمام عيار است: www.checkm8.com حالا مقايسه کنيد با اين: www.samandehi.ir
3ـ بخشي از اطلاعات الزامي خواسته شده درباره هر سايت به اين شرح است:
نام مدير سايت، تلفن و نشاني کامل مسئول سايت، سال ايجاد وب سايت، هدف از ايجاد وب سايت، زبان برنامه نويسي، نوع بانک اطلاعاتي، تعداد بازديد روزانه، نام سايت ميزبان، کشور محل ميزباني، کاربري سايت، نوع محتواي آن، طيف مخاطبان سايت و گروه سني مخاطبان.

احتمالاً چنين اطلاعات طبقه بندي شده‌اي در هيچ يک از کشورهاي دنيا براي تمام پايگاه‌هاي اينترنتي‌شان وجود ندارد. نياز به گفتن نيست که در اختيار داشتن چنين اطلاعاتي چه امتياز بزرگي براي يک شرکت تجاري محسوب مي‌شود و چه سوء استفاده‌هايي از اين اطلاعات مي‌تواند انجام گيرد. به چه دليل بايد چند شرکت کوچک داخلي و خارجي به چنين اطلاعاتي (از جمله اطلاعات محرمانه رقباي تجاري‌شان) دسترسي داشته باشند؟

4ـ آيا مي‌دانيد فرستندگان هرزنامه براي اطلاعات کامل و دسته‌بندي‌شده تمام سايت‌هاي يک کشور حاضرند چقدر پول بدهند؟ به نظر شما شرکتي که نام خود را ميزبان وحشي ( wildhoste) نام گذاشته از چنين پولي مي‌گذرد؟ چه تضميني وجود دارد که آن شرکت چيني و يا شرکت داخلي چنين کاري نکنند؟

5ـ وزير ارتباطات چندي پيش يکي از دستاوردهاي وزارت خود را چنين اعلام کرد که «هم اکنون نه تنها براي ميزباني سايت‌هاي ايراني مشکلي نيست، بلکه امکان ميزباني سايت‌هاي خارجي نيز در ايران وجود دارد.» پس چرا سايتي با چنين اطلاعات حساس در خارج از کشور ميزباني شده است؟

6ـ فکرش را بکنيد وقتي چنين خبري در سايت‌هاي خارجي منتشر شود که اطلاعات حساس و محرمانه تمام سايت‌هاي اينترنتي ايران در يک reseller account ارزان قيمت که از يک فروشنده دست چندم چيني يا آمريکايي اجاره شده قرار دارد، در کنار صدها سايت ديگر و بدون تمهيدات امنيتي، و تازه قالب سايت هم دزدي است، چقدر باعث حيرت و تمسخر آن‌ها و خجالت و تحقير کشورمان خواهد شد؟

7ـ حتي با انتقال ميزباني اين سايت به يک ديتاسنتر بسيار ايمن داخلي و تحت نظارت امنيتي شديد – به طوري که دسترسي به سرور براي شرکت داخلي طراح يا ميزبان سايت هم امکان‌پذير نباشد، در ساختار فعلي سايت به نظر نمي‌رسد موارد امنيتي لازم رعايت شده باشد و احتمال دسترسي هکرها به اطلاعات سايت بسيار بالا است.

8ـ اگر تمام مشکل‌هاي امنيتي و فني سايت حل شود و امکان هيچ دسترسي غيرمجازي به اين اطلاعات فراهم نباشد (يعني بديهي‌ترين شرايطي که پيش از فراخوان براي ثبت نام بايد انجام مي‌شد و الان به هيچ عنوان فراهم نيست)، مشکلات ديگري در اين طرح وجود دارد که در ادامه به آن‌ها اشاره مي‌شود. ولي اين سوال پيش مي‌آيد که کساني که در ساخت يک سايت عادي چنين عمل کرده‌اند چه صلاحيتي براي بررسي و ساماندهي فعاليت‌هاي اينترنتي يک کشور دارند؟

(ب) مشکلات ثبت وبلاگ‌ها:
1ـ طبق تعريف آيين نامه «كليه مراكز موجود در شبكه اينترنت كه ارائه دهنده خدماتي مانند www و FTP هستند» ملزم به ثبت در وزارت ارشاد هستند و در غير اين صورت مسدود خواهند شد. با توجه به ادغام وبلاگ‌ها با ساير سرويس‌هاي اينترنتي، آيا مثلاً کسي که در يک سايت شبکه اجتماعي يک صفحه پروفايل دارد بايد پروفايلش را ثبت کند؟ اگر در آن پروفايل وبلاگ بنويسد چطور؟ آيا کسي که داخل کشور وبلاگ مي‌نويسد بايد آن را ثبت کند ولي کسي که خارج از کشور به فارسي بنويسد چنين الزامي ندارد؟ (مگر کسي که در ايران زندگي نمي‌کند ملزم به رعايت قوانين ايران است؟) آيا تمام سايت‌ها و وبلاگ‌هاي خارجي بايد در وزارت ارشاد ايران ثبت شوند وگرنه مسدود خواهند شد؟

2ـ چگونه مي‌شود فهميد که نويسنده يک وبلاگ اطلاعات خود را درست ثبت کرده است؟ تنها اطلاعاتي که کنترل مي‌شود اي ميل او است که مي‌تواند در همان لحظه يک نشاني مثلاً در ياهو بسازد و باقي اطلاعات را نادرست بدهد يا اصلاً شيطنت کند و اطلاعات فرد ديگري را بدهد.

3ـ آيا کسي که بخواهد طبق تعريف آيين نامه موارد غيرمجاز منتشر کند، اين کار را در وبلاگي که با اطلاعات خودش ثبت کرده انجام مي‌دهد؟

4ــ کسي که چنين چيزهايي بنويسد در هر حال فيلتر خواهد شد، چه ثبت شده باشد و چه نه. در باقي موارد داشتن مشخصات کسي که مثلاً شعر، داستان، خاطرات روزانه، و يا در يک حوزه تخصصي مي‌نويسد، چه ارتباطي با اهداف ذکر شده در اين آيين نامه دارد؟

5ـ فرض کنيد که سرويس دهندگان داخلي را مجبور کرديد ايجاد وبلاگ را منوط کنند به ثبت مشخصات دارنده وبلاگ. نتيجه‌اش اين مي‌شود که کاربران به جاي استفاده از سرويس‌هاي داخلي، يکي از صدها سرويس‌دهنده خارجي را انتخاب کنند. چنين کاري جز ضربه زدن به سرويس‌دهنده داخلي چه حاصلي دارد؟

6ـ در ادامه فرض بالا، فرض کنيد که تمام سرويس‌دهندگان خارجي وبلاگ و شبکه‌هاي اجتماعي و تمام اجتماع‌هاي مجازي را هم مسدود کرديد و خلاصه تمام راه‌هاي وبلاگ‌نويسي بدون مجوز را بستيد. فکر مي‌کنيد در آن شرايط از چندصد هزار وبلاگ فارسي موجود چند درصدشان براي ثبت مشخصات خود اقدام مي‌کنند؟ مطمئن باشيد تعدادشان به همان اندازه است که اعلام کنيد هر جواني بايد دفتر خاطرات شخصي‌اش را به وزارت ارشاد ببرد و برايش مجوز بگيرد. يعني اگر هم در اجراي طرح ساماندهي‌تان موفق شويد تازه توانسته‌ايد تعداد وبلاگ‌هاي فارسي را از چند صد هزار برسانيد به کمتر از يک درصد. به گمان من قريب به اتفاق وبلاگ‌نويسان ترجيح مي دهند قيد اين کار را بزنند تا اينکه مشخصات خودشان را ثبت کنند.

7ـ در حالي که اغلب ملت‌هاي جهان سعي مي‌کنند حضور زبان ملي خود را در اينترنت افزايش دهند و اطلاعات موجود در اينترنت به زبان هر کشور به نوعي يک ثروت ملي محسوب مي‌شود، کدام کشور به جز ايران تعمداً دست به نابودي دارايي‌هاي اطلاعاتي خود زده است؟

8ـ در بررسي ساليانه مجله اکونوميست و شرکت آي بي ام براي سنجش شاخص آمادگي الکترونيک(e-readiness) کشورهاي جهان در سال 2006 (که معتبرترين بررسي در اين حوزه به شمار مي‌رود و شاخص قدرت يک کشور در عصر ارتباطات و اطلاعات است)، ايران در رده آخر خاورميانه و سه تا مانده به آخر در ميان تمام کشورهاي مورد بررسي قرار گرفته است. با غيرمجاز دانستن تمام سايت‌هاي اينترنتي، تعطيلي شرکت‌هاي سرويس‌دهنده ايراني، و تلاش براي تبديل اينترنت به يک اينترانت ملي، احتمالاً خيال‌مان به کلي راحت خواهد شد چون ديگر در دنياي ارتباطات حضوري نخواهيم داشت که بخواهيم نگران رتبه آخرمان باشيم.

(پ) سايت‌ها:
سايت‌هاي خبري جديد، خبرخوان‌ها، جوامع مجازي، سرويس‌دهندگان وبلاگ و بسياري از سايت‌هاي ديگر، به جاي تحريريه متمرکز، امکان انتشار محتوا را براي طيف وسيعي از نويسندگان فراهم مي‌کنند و نمي‌توان مسئوليت حقوقي مطالب منتشر شده را به مدير چنين سايت‌هايي نسبت داد. عرف جهاني براي چنين مواردي اين است که در صورت انتشار مطالب خلاف قانون، به مسئول سايت اطلاع داده شود و او آن مطلب را حذف يا دسترسي کاربر را مسدود مي‌کند. موارد ذکر شده در آئين‌نامه – برقراري هر نوع پيوند که مبلغ و مروج پايگاه هاي اطلاع رساني حاوي مضامين غيرمجاز باشد تخلف محسوب مي‌شود – عملاً امکان فعاليت تمام سايت‌هاي پيشرفته اينترنتي و مبتني بر مفاهيم وب 2 را منتفي مي‌کند.

جمع بندي و پيشنهاد:
به نظر مي‌رسد راه‌هاي آسان تر و عملي‌تري براي رفع دغدغه‌هاي موردنظر طراحان آيين نامه وجود داشته باشد. مي‌توان به سادگي نشريات و خبرگزاري‌‌ها را موظف دانست که تنها از سايت‌هاي شناسنامه‌‌دار نقل قول کنند. مي‌توان سازمان‌هاي دولتي و آژانس‌هاي تبليغاتي را موظف کرد تنها با سايت‌هاي شناسنامه‌دار براي درج آگهي همکاري کنند. مي‌توان ثبت سايت‌ها را اختياري دانست و با ارائه برخي حمايت‌ها، آن‌ها را به فعاليت رسمي تشويق کرد.
در هر صورت به نظر مي رسد طرح فعلي عجولانه و بدون مشاوره با کارشناسان تهيه شده و اجراي آن – به خصوص در مورد وبلاگ‌ها - غيرعملي، بي‌فايده و محکوم به شکست است.
اميدواريم وزير محترم و هوشيار فرهنگ و ارشاد اسلامي و ديگر مسئولان با بررسي مجدد اين طرح، اجراي آن را تا انجام تغييرات جدي و عمده متوقف کنند.
و به مديران سايت‌ها توصيه مي‌شود تا حل مشکلات فني و امنيتي و ارائه تضمين از سوي دولت براي حفظ امنيت اطلاعات و همچنين امکان طرح شکايت و دريافت خسارت در صورت افشاي اطلاعات محرمانه‌شان، از ثبت اطلاعات سايت خود در يک محيط ناامن پرهيز کنند....

نقل از http://eistgah.blogfa.com/

اگر عمر دوباره داشتم
 
دان هرالد (Don Herold) كاريكاتوريست و طنزنويس آمريكايى در سال 1889 در اينديانا متولد شد و در سال 1966 از جهان رفت. دان هرالد داراى تاليفات زيادى است اما قطعه كوتاهش «اگر عمر دوباره داشتم...» او را در جهان معروف كرد. بخوانيد:
"البته آب ريخته را نتوان به كوزه باز گرداند، اما قانونى هم تدوين نشده كه فكرش را منع كرده باشد.
اگر عمر دوباره داشتم مى كوشيدم اشتباهات بيشترى مرتكب شوم. همه چيز را آسان مى گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر مى شدم. فقط شمارى اندك از رويدادهاى جهان را جدى مى گرفتم. اهميت كمترى به بهداشت مى دادم. به مسافرت بيشتر مى رفتم. از كوههاى بيشترى بالا مى رفتم و در رودخانه هاى بيشترى شنا مى كردم. بستنى بيشتر مى خوردم و اسفناج كمتر. مشكلات واقعى بيشترى مى داشتم و مشكلات واهى كمترى. آخر، ببينيد، من از آن آدمهايى بوده ام كه بسيار مُحتاطانه و خيلى عاقلانه زندگى كرده ام، ساعت به ساعت، روز به روز. اوه، البته منهم لحظاتِ سرخوشى داشته ام. اما اگر عمر دوباره داشتم از اين لحظاتِ خوشى بيشتر مى داشتم. من هرگز جايى بدون يك دَماسنج، يك شيشه داروى قرقره، يك پالتوى بارانى و يك چتر نجات نمى روم. اگر عمر دوباره داشتم، سبك تر سفر مى كردم.
اگر عمر دوباره داشتم، وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه مى رفتم و وقتِ خزان ديرتر به اين لذت خاتمه مى دادم. از مدرسه بيشتر جيم مى شدم. گلوله هاى كاغذى بيشترى به معلم هايم پرتاب مى كردم. سگ هاى بيشترى به خانه مى آوردم. ديرتر به رختخواب مى رفتم و مى خوابيدم. بيشتر عاشق مى شدم. به ماهيگيرى بيشتر مى رفتم. پايكوبى و دست افشانى بيشتر مى كردم. سوار چرخ و فلك بيشتر مى شدم. به سيرك بيشتر مى رفتم.
در روزگارى كه تقريباً همگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسى وخامت اوضاع مى كنند، من بر پا مى شدم و به ستايش سهل و آسان تر گرفتن اوضاع مى پرداختم. زيرا من با ويل دورانت موافقم كه مى گويد: "شادى از خرد عاقل تر است".
اگر عمر دوباره داشتم، گْلِ مينا از چمنزارها بيشتر مى چيدم *"

... بدون شرح !!

در اجراي آيين‌نامه‌ي ساماندهي پايگاه‌هاي اطلاع رساني مصوب 5 آذر ماه 85 هيات وزيران به اطلاع كليه دارندگان پايگاه‌هاي اطلاع رساني وب سايت‌ها وبلاگ‌ها مي‌رساند كه از روز دوشنبه 11 دي 1385 با مراجعه به نشاني‌هاي اينترنتي www.samandehi.ir و www.Samandehi.com مي‌توانند نسبت به ثبت الكترونيكي پايگاه خود اقدام كنند.

گفتنی است بر اساس آیین نامه سایت ها و وبلاگ های اینترنتی پایگاه هایی که در موعد مقرر اقدام به ثبت سایت نکنند مسدود خواهند شد.

 استفاده از فناوري RFID در آمريکا گسترش مي يابد

فروشگاه هاي زنجيره اي Wal-Mart در آمريکا از برنامه هاي خود براي استفاده گسترده از فناوري RFID خبر داد. با استفاده از اين فناوري راديويي دريافت مشخصات يک کالا و خريد آن به راحتي و بدون نياز به دخالت انسان ممکن مي شود.

بر طبق برنامه هاي اين فروشگاه تا سه ماه آينده 25 درصد فروشگاه هاي Wal-Mart در سراسر آمريکا به اين فناوري مجهز مي شوند.

گفتني است هم اکنون بيش از 600 فروشگاه زنجيره اي کوچک و بزرگ مختلف در آمريکا از اين فناوري بهره مي برند.

ادامه نوشته

قریان

رفتن عاشق است به مسلخ معشوق! رفتن عابد است به دیدار معبود ! رفتن دلدار است در آغوش یار ! رفتن و از خود بیخود گشتن ! رفتن و بیدار گشتن !رفتن و تنها نبودن !

عید قربان مبارک

من و تو

کسانی تنها انعکاس آفتاب را بردریاچه ای آرام در کوهسار می بینند ،من و تو می توانیم گرمیه آن را احساس کنیم !

کسانی تنها انجماد ستارگان را می بینند بر آسمان شب ،من و تو درخشش آنها را می بینیم!

کسانی از پنجره ،باغ را می بینند ، من و تو غرق در بوستانیم!

تیلور

گوش کردن بالا ترين نوع ادب است.....

اگر کاري را که هميشه مي کرديد ادامه دهيد هميشه آ نچه را که هميشه به دست

مي آوريد به دست خواهيد آورد....

من عاشق توت فرنگي هستم ولي وقتي به ماهيگيري مي روم براي طعمه از کرم استفاده مي کنم به اين خاطر که ماهيها کرم دوست دارند نه توت فرنگي.... 

همدلي را با ترحم اشتباه نگيريد

همدلي يعني خود را به جاي ديگري قرار دادن است و

 ترحم به معناي فرو رفتن خود در  ديگري است......... 

تا زماني که اجازه ندهي که من آن طور که تو هستي باشم

هيچ وقت نخواهي توانست وارد دنياي من بشوي و مرا بشناسي...

بيشتر مردم کساني را دوست دارند که مثل خودشان هستند.... 

از طريق تفاهم به تفاهم رسيدن بسيار آسانتر و موثر تر

 از رسيدن به تفاهم از طريق عدم تفاهم است... 

آنچه را که مي خواهي به گوش من برساني آن قدر بلند بيان مي کني که من درست متوجه نمي شوم.....

اين آرامش را به من بده تا آنچه را قابل تغيير نيست بپذيرم و شجاعت تغيير آنچه را که بايد تغيير کند و دانشي براي تشخيص دادن هر کدام از يکديگر...... 

رهبري کردن يعني توانايي در اين که ديگران را به کاري که مايل به انجام آن نيستند ترغيب کنيم به طوري که آنها از انجام اين کار لذت ببرند.....

عشق بازی به همین آسانی است...

عشق بازی به همین آسانی است
که گلی با چشمی
بلبلی با گوشی
رنگ زیبای خزان با نوشی

کار همواره باران با دشت
برف با قله کوه
رود با ریشه ی بید
باد با شاخه و برگ
ابر عابر با ماه
چشمه ای با آهو
برکه ای با مهتاب
و نسیمی با زلف
دو کبوتر با هم
و شب و روز و طبیعت با ما

عشق بازی به همین آسانی است...

شاعری با کلماتی شیرین
دست آرام و نوازش بخش بر روی سری
پرسشی از اشکی
و چراغ شب یلدای کسی با شمعی
و دل آرام و تسلّا
و مسیحای کسی با جمعی

عشق بازی به همین آسانی ست...

که دلی را بخری
بفروشی مهری
شادمانی را حراج کنی
رنجها را تخفیف دهی
مهربانی را ارزانی عالم بکنی
و بپیچی همه را لای حریر احساس
گره عشق به آنها بزنی
مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند

عشق بازی به همین آسانی است...

هر که با پیش سلامی در اول صبح
هر که با پوزش و پیغامی با رهگذری
هر که با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی
نمک خنده بر چهره در لحظه کار
عرضه سالم کالایی ارزان به همه
لقمه نان گوارایی از راه حلال
و خداحافظی شادی در آخر روز
و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا
در رکوعی و سجودی با نیت شکر

عشقبازی به همین آسانی ست...

مرحوم مجتبی کاشانی

TIME MANAGEMENT

شما تا چه اندازه برای وقت خود ارزش قائلید؟ آیا از برنامه زمانی مشخصی برای به انجام  رسانیدن کارهای خود پیروی می کنید؟ یک عامل بسیار مهم در هر موفقیتی برنامه ریزی صحیح و پیروی از یک برنامه زمانی مشخص برای نیل به اهداف مطلوب می باشد. اکنون برای آنکه قادر باشید از وقت خود به نحو احسن استفاده کنید نکات زیر را در زندگی خود بکار بندید:

فعالیتها و تکالیف روز بعد خود را از شب قبل برنامه ریزی کنید و کارهایی که باید به انجام رسانید، یادداشت کنید.

سپس فهرست تکالیف و کارهای خود را اولویت بندی کرده و برای هر کدام از آنها ضرب العجل اجرایی منظور کنید.

همیشه کارهای دشوار و پر دغدغه تر را زودتر از بقیه و یا در هنگامی که در بهترین شرایط جسمی و روحی می باشید انجام دهید.

امور با اهمیت اما ناخوشایند را به تعویق نیندازید. هیچگاه کارها با به تعویق انداختن خوشایند تر نمی گردند.

هرگاه شروع به انجام کاری کردید سعی کنید بدون وقفه آن را به پایان برسانید.

همواره خود انگیخته باشید و با پشتکار، کارهای خود را به پایان رسانده و مقهور موانع نگردید.

در هر زمان که تصور کردید کاری که در حال انجام آن می باشید بی فایده می باشد به محض دریافت از آن دست بکشید.

به خود و اولویت بندی که صورت داده اید اعتماد و ایمان داشته باشید و در هر شرایطی به آنها پایبند باشید.

چون می دونم  حوصله مطالب طولانی رو ندارید، بقیه نکات رو در فرصتی دیگر خدمتتون عرض می کنم.

 

43 ساعت کار در 24 ساعت

در حالی که والدین همیشه از کمبود وقت در شبانه‌روز شکایت می‌کنند، استفاده همزمان از چندین فناوری به خانواده‌ها امکان انجام 43 ساعت کار و فعالیت در 24 ساعت را می‌دهد.

رویتر- مطالعات انجام شده توسط «یاهو» و CMD نشان می‌دهد استفاده همزمان از اینترنت، تلفن، پیام‌های متنی، رادیو و تلویزیون در طول کار منجر به بازآفرینی ساعات برای بیش از چهار هزار و 700 بزرگسال در 16 کشور از آمریکا گرفته تا آرژانتین و تایوان می‌‌شود.

مایک هس (Mike Hess) مدیر واحد تحقیقات OMD می‌گوید: بسیاری از افراد در حین استفاده از اینترنت با تلفن نیز صحبت می‌کنند و یا تلویزیون تماشا می‌کنند. بسیاری از خانواده‌ها اعلام کرده‌اند که به طور متوسط سه ساعت در هر روز از اینترنت استفاده می‌کنند، دو ساعت تلویزیون تماشا می‌کنند و یک ساعت پیام‌های متنی ارسال می‌کنند و ساعات کمتری را هم به بازی کردن ویدیوگیم‌ها، گوش دادن به رادیو و پخش کننده‌های موسیقی MP3 خواندن روزنامه و وبلاگ می‌گذرانند.

خانواده‌ها در آمریکا به طور متوسط دارای تقریبا 12 فناوری و دستگاه رسانه‌ای مرتبط هستند.

مطالعات حاکی از این است که 70 درصد از خانواده‌ها در آمریکا معتقدند که وجود فناوری‌های مختلف به آنها امکان این را که در کنار اعضای خانواده‌شان باقی بمانند، ‌می‌دهد.

تقریبا یک سوم از والدین استفاده از تلفن همراه را برای باخبر شدن از حال و وضعیت فرزندان‌شان در طول روز ضروری می‌دانند و یک چهارم از آنان استفاده از پیام فوری را در بهبود روابط‌شان الزامی قلمداد می‌کنند.

وندا هریس میلارد (Wenda Harris Millard) مدیر ارشد فروش یاهو می‌گوید: سعی شده تا درجه تاثیر هر یک از اعضای خانواده در استفاده از این فناوری‌ها مورد ارزیابی قرار گیرد

عشق بورزيد تا به شما عشق بورزند

روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد.از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد.روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگي مي كرد.تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند. بطور اتفاقي درب خانه اي را زد.دختر جوان و زيبائي در را باز كرد.پسرك با ديدن چهره زيباي دختر دستپاچه شد و بجاي غذا ، فقط يك ليوان آب درخواست كرد.
دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد.پسر با تمانينه و آهستگي شير را سر كشيد و گفت : «چقدر بايد به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چيزي نبايد بپردازي.مادر به ما آموخته كه نيكي ما به ازائي ندارد.» پسرك گفت: « پس من از صميم قلب از شما سپاسگذاري مي كنم»
سالها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد.پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بيمارستاني مجهز ، متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند.
دكتر هوارد كلي ، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگاميكه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بيمار حركت كرد.لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن مريضش وارد اطاق شد.در اولين نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري ، پيروزي ازآن دكتر كلي گرديد.
آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود.به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چيزي نوشت.آنرا درون پاكتي گذاشت و براي زن ارسال نمود.
زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد.سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد.چيزي توجه اش را جلب كرد.چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:
«بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است»

چه بسا چیزهایی که شما دوست نمیدارید ،  ولی بنفع شماست " قرآن کریم"

 

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره ای کوچک و خالی از سکنه افتاد .

او بادلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر میگذراند ولی کسی نمی آمد .

 سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از سرما و گرما حفظ کند و دارایی های اندکش را در کنج آن نگه دارد .

روزی برای جستجوی غذا از خانه اش خارج شد زمان برگشت دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان رفته است .... تنها دارائی اش از دست رفته بود .

از شدت خشم واندوه در جا خشکش زده بود ، رو به آسمان کرد و گلایه کنان فریاد زد خدایا چگونه توانستی این کار را با من بکنی و تنها دارائیم را ازمن بگیری ...

صبح روز بعد با صدای بوق یک کشتی از جا برخاست ، کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد . مرد خسته از نجات دهندگانش پرسید : شما از کجا فهمیدید من اینجا هستم ؟

آنها گفتند : ما از نشانه ای  که تو با دود به ما میدادی فهمیدیم شاید کسی در این جزیره دور افتاده باشد و برای همین مسیرمان را تغییر دادیم تا به این جزیره بیاییم .

آن مرد با اراده خدا و به دلیل دودی که از سوختن خانه اش به هوا برخاست ، دیده شد و نجات پیدا کرد.

هفت اصل مهم

«بيل گيتس»، رئيس «مايکروسافت»، در يک سخنراني در يکي از دبيرستان‌هاي آمريکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: «در دبيرستان خيلي چيزها را به دانش‌آموزان نمي‌آموزند». او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبيرستان فرا نمي‌گيرند، بيان كرد.

اصل اول: در زندگي، همه چيز عادلانه نيست، بهتر است با اين حقيقت کنار بياييد.
اصل دوم: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قايل نيست. در اين دنيا از شما انتظار مي‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد، کار مثبتي انجام دهيد.

اصل سوم: پس از فارغ‌التحصيل شدن از دبيرستان و استخدام، کسي به شما رقم فوق‌العاده زيادي پرداخت نخواهد کرد. به همين ترتيب قبل از آن‌که بتوانيد به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد، بايد براي مقام و مزايايش زحمت بکشيد.

اصل چهارم: اگر فکر مي‌کنيد، آموزگارتان سختگير است، سخت در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد که رئيس شما خيلي سختگيرتر از آموزگارتان است، چون امنيت شغلي آموزگارتان را ندارد.

اصل پنجم: آشپزي در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌هاي ما براي اين کار اصطلاح ديگري داشتند، از نظر آنها اين کار «يک فرصت» بود.

اصل ششم: اگر در کارتان موفق نيستيد، والدين خود را ملامت نکنيد، از ناليدن دست بکشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد.

اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشويد، والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و به قدري که اکنون به نظر شما مي‌رسد، ملال‌آور نبودند.