به كجا چنين شتابان . . .

صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن . . . .

 

 " یلدا " واژه ای سریانی است به معنای میلاد و تولد. این را دهخدا می گوید. همه چیز از ایران و آیین مهر و جشن ظهور میترا آغاز می شود که در گردشی به وسعت کل تاریخ ، دوبار به ایران بازگشته است.
به روایتی، یلدا، روز تولد میترا و مسیح است اما شهرت این شب در ادبیات به دلیل همان طولانی ترین شب سال بودن آن است.

یکی از آیین های شب یلدا در ایران، تفال با دیوان حافظ است. مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال دل خویش را از او طلب می کنند.

در برخی دیگر از جاهای ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. بازگويی خاطرات و قصه گویی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه این ها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر آيند و بلندترین شب سال را با شادی و خرسندی به سپيده برسانند.

 در سراسر ایران زمین، جایی را نمی یابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزو آداب و شيوه ی آن نباشد. در جاهای گوناگون ایران، گونه های تنقلات و خوراکی ها به تبع ژيرامون و شيوه ی زندگی مردم منطقه بهره برده می شود اما هندوانه میوه ای است که هیچ گاه از قلم نمی افتد، زیرا شمار زيادی زیادی به اين بارمندند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد.

ادامه نوشته

تبریک

برگزیده شدن سرکار خانم شادی ترکیان و جناب آقای مهدی بستانچی به عنوان نمایندگان دوره ششمی ها در باشگاه مدیریت فناوری اطلاعات را خدمت دوستان عزیز تبریک عرض می نمایم. امیدوارم با همفکری و هم افزایی همه دوستان بتوانیم در این حرکت گامهای مثبتی را با هم برداریم.

اولين رباط آشپز

چيني ها اولين ربات آشپز در جهان را وارد بازار مي كنند

دانشمندان چيني در ايالت گانگ دانگ جنوب چين پس از تلاش هاي بسيار توانستند براي اولين بار در جهان رباتهاي آشپز را وارد بازار سازند.
اولين ربات آشپز چيني كه AIC-AI نام دارد، توسط شركت فناوري و علمي FANXING طراحي شده است و طبق گزارشهاي بدست آمده اين ربات قادر است اكثر غذاهاي سنتي چيني را بپزد.
طراحان اين ربات براي مدت چهار سال براي تكميل اين ربات زمان گذاشته اند همچنين مبلغ دو ميليون يوان معادل 250 هزار دلار آمريكايي در اين بخش هزينه كرده اند.
دانشمندان براي آموزش آشپزي به اين ربات روش هاي آشپزي انساني را براي اين ربات ترجمه كرده و به زبان ماشيني در حافظه آن قرار دادند.
اين ربات علاقه بسياري به سرخ كردن، پختن، جوشاندن و دم كردن غذا دارد و با اشتياق تمام به پختن غذاهاي سنتي چيني مي پردازد.
اين ربات قادر است غذاهايي با طمع و بوي بسيار عالي را بپزد و آن را تزيين كند.
اين ربات تخصص خاصي در آماده كردن غذاهاي حاضري دارد.اين ربات آشپز در سال 2007 در معرض فروش قرار مي گيرد و وارد خانه هاي چيني خواهد شد.  مگفا

بازاریابی

در دانشگاه استنفورد ، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاریابی به دانشجویان خود بود ............ ...

 1)شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی مستقیم

 2)  شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون   ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره ،به شما اشاره می کنه و می گه : " اون پسر ثروتمندیه ، باهاش ازدواج کن" ، به این می گن تبلیغات

 3)شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین ، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی تلفنی

 4)شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش   ، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین ، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین ، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین : " در هر حال ،من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج می کنی؟ "   ، به این میگن روابط عمومی

 5)شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه : "شما پسر ثروتمندی هستی ، با من ازدواج می کنی؟ ، به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری

 6) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه ، به این میگن پس زدگی توسط مشتری

 7) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه ، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا

8) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که حرفی بزنین ، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا

 9)شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که بگین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، همسرتون پیداش میشه ، به این میگن منع ورود به بازار

 

بدون شرح . . .

 

بشر از بدو تولد محکوم به رقابت است، وگر نه محکوم به فنا خواهد شد اسپونزا

انسان هيچوقت بيشتر از آن موقع خود را گول نمي‌زند که خيال مي‌کند ديگران را فريب داده است. لارشفوکو

آنکه امروز را از دست مي دهد ، فردا را نخواهد يافت، خوشبختي آينده در استفاده از زمان حال است شانينگ

نيکي و بدي را بايد جبران کرد، اما چرا با همان کسي که به ما نيکي يا بدي کرده ؟ - نيچه

برخي از ملت ها در مواقع خطر بدون اينکه اميدي به پيروزي داشته باشند مي جنگند، چون براي مردم شرافتمند، نابود شدن بهتر از بردگي است - وينستون چرچيل

چنان براي آينده برنامه ريزي کن که گويي هرگز نميميري و چنان آماده مرگ باش که گويي لحظه هاي آخر عمر را سپري مي کني - امام علي (ع(

 

به استقبال شب یلدا !

۱. لطفا یه نگاهی به این صفحه بیاندارید:  ویکی پدیا

۲. باور کنید این ویکی پدیای بینوا احتیاج به حضور شما اندیشمندان داره ...

۳. می شه حستون  را راجع به عکس زیر بنویسید؟

عبور از رفورم خواهی تخیلی

رفورم (REFORM) به معنای بهسازی، ترمیم و تجدید ساختمان اطلاق می گردد. معادل فارسی آن در ادبیات رایج امروز ایران کلمه ی اصلاحات است. مفهمومی که بیش از آنکه در عمل به کار گرفته شود در لفظ استعمال شده است.
عدم وجود چهارچوب مناسب، یا عدم ارائه ی تعریف مشخص از "اصلاحات" باعث شد در دهه ی اخیر گاهی فاصله ی میان اصلاح تا انقلاب و بازشناسی رفتاری این دو از هم بسیار مشکل گردد.
تا جایی که بخش هایی از نیروهای پیشین اصلاح طلبان رهبران جریان را به "سازشکاری" متهم می نمایند و بخش دیگری از جریان از آنچه که به زعم خود "تندروی" می خواند گله مند است.
بخشی از این معضل با رفتار حاکمیت ارتباط مستقیم دارد و بخشی دیگر آن به هوادارن و مجریان جریان اصلاحی باز می گردد. آنها که انقلابی های پیشین بودند به علت عدم درک مناسب از منش اصلاحی به باز تولید رفتار انقلابی مبادرت نمودند.
برخی نیز که مشی اصلاحی و جریان آغاز شده در جامعه را در تضاد با منافع و تداوم حضور خود در حاکمیت می دیدند هر روز بیش از پیش در پی استحاله نمودن این مفهوم بر آمدند.
بدنه ی جریان نیز به مقتضای سن خود از درک مناسبی از رفرم خواهی برخوردار نبوده و نیستند. بنظر می رسد همچنان این مشکلات به قوت خود باقی است و جریان اصلاحی همچنان، در محدوده ی راهکارها و عملکردها، تعریف مشخصی را ارائه نمی دهد.
این اختلافات منشا ریزش بسیاری از نیروهای جبهه ی رفورم خواهی بود. این مشکل در جریان اقتدار گرا مشاهده نمی گردد زیرا در آن جبهه تعاریف کاملا مشخصی از اصولگرایی، بنیادگرایی و انقلابی گری وجود دارد.
اما جریان اصلاحی همچنان از این ناحیه دچار ضعف و نقصان است و نتوانسته برای نیروهای تازه وارد عرصه ی اجتماعی ایران مفهوم مشخصی از رفتار و اندیشه ی رفرم خواهی ارئه نمایند.
باید پذیرفت که ناکامی و یا آنچه رسانه های رسمی مخالفان اصلاحات -چه حاکمیت و چه براندازان- به عنوان ناکامی رفورم خواهان تبلیغ می نمایند موجبات دلسردی و دوری مردم را از این نیروها فراهم آورده است.
باید راهکاری یافت که گفتمان اصلاحی بار دیگر به عنوان زبان و مشی رسمی جامعه پذیرفته و حاکمیت خود را ملزم به تن دادن به آن نماید.

پاورقی:
اپوزیسیون برانداز در شرایط فعلی فاقد هرگونه برنامه و مانیفست مشخص است و تاسفبار تر آنکه با وجود حضور در جامعه هایی دموکراتیک ، اخلاق آن را فرا نگرفته و بجای تلاش در جهت یافت راهی برای بازسازی و بهسازی سیاسی-اجتماعی ایران با این استدلال که "خانه از پای بست ویران است" در پی پروژه ی تخریب و ساختن از نو هستند.
دموکراسی یک تجربه ی تاریخی موفق است و مطمئنا راه رسیدن به آن از انقلابی گری نمی گذرد.حال اگر بجای رفرم خواهی، جایگزین دیگری در کسب این هدف وجود دارد باید منتظر ارائه آن از سوی مدعیان دموکراسی خواهی بود.

رفسنجانی روی صندلی داغ

 

در راستای اخبار انتخاباتی . . .

بعد از انتخابات آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را به برنامه صندلی داغ دعوت می کنیم. به احتمال زیاد پخش این برنامه همزمان با دهه فجر می شود.

درخواست ایجاد لینک

 جناب آقای کچویی

با سلام 
میشه ازتون خواهش کنم لینک www.mitmclub.com و www.mitmclub.ir رو در قسمت پیوندها اضافه کنید تا دسترسی دوستان به اون راحت تر بشه. در ضمن ممکنه برای وبلاگ هم از قالبهایی با رنگ شادتر استفاده کنید؟

با تشکر از زحمات شما

لیست اقتضایی من برای انتخابات ! نظر شما چیه ؟

خبرگان :E

 

هاشمی رفسنجانی، مشکینی، محمد محمدی گیلانی، محسن قمی، هاشم‌زاده هریسی، محسن اسماعیلی، باقری کنی، محسن خرازی، محسن موسوی تبریزی، هاشم بطحایی، امین سبزواری، هادوی، قائم‌مقامی، کازرونی، حسن روحانی و فاضل گلپایگانی

  

شورای شهر تهران : E

 

معصومه ابتکار، محمد علی نجفی، صدراعظم نوری ، احمد مسجد جامعی، شهاب طباطبایی، هادی ساعی، پیروز حناچی، اسماعیل دوستی، الهه راستگو، قاسم تقی زاده خامسی، علی نوذرپور، سید کامل تقوی نژاد، افشین طیب زاده، عباس میرزا ابوطالبی و حسن کریمی

 

تسلیت

با خبر شدیم دوست و همکلاسی عزیزمان جناب آقای مهندس صادق فرامرزی در غم از دست دادن پدر گرامیشان به سوگ  نشسته اند. این مصیبت را به ایشان و خانواده محترمشان تسلیت میگوییم  و برای آن مرحوم آمرزش و برای بازماندگان آرزوی صبر داریم.

 چشمانش هنوز خيس بود

                           دستانش بسته بود

                                     بدنش بوي دريا مي داد

                           لبانش پر از خون بود

              و پر از گل شقايق بود

                                                قبري که او را درونش گذاشتند...



اي کاش مي توانستي فرياد نفس هايش را بشنوي

                                                               نيما

سوال

سلام دوستان

نظر شما جهت افزایش مشارکت و فعالیت اعضاء در mitmclub چیست؟

یادمون باشه استاد گرامی آقای دکتر اعتماد مقدم حداقل صد سال روی هممون حساب کردند!

بهشت

 دروازه‌بان: «روز به خير، اينجا بهشت است.»
- «چه خوب كه به بهشت رسيديم، خيلي تشنه‌ايم.»
دروازه‌بان به چشمه اشاره كرد و گفت: «مي‌توانيد وارد شويد و هر چه قدر دلتان مي‌خواهد بنوشيد.»
- اسب و سگم هم تشنه‌اند.
نگهبان: واقعأ متأسفم. ورود حيوانات به بهشت ممنوع است.
مرد خيلي نااميد شد، چون خيلي تشنه بود، اما حاضر نبود تنهايي آب بنوشد. از نگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اينكه مدت درازي از تپه بالا رفتند، به مزرعه‌اي رسيدند. راه ورود به اين مزرعه، دروازه‌اي قديمي بود كه به يك جاده خاكي با درختاني در دو طرفش باز مي‌شد. مردي در زير سايه درخت‌ها دراز كشيده بود و صورتش را با كلاهي پوشانده بود، احتمالأ خوابيده بود.
مسافر گفت: روز به خير
مرد با سرش جواب داد.
- ما خيلي تشنه‌ايم.، من، اسبم و سگم
 مرد به جايي اشاره كرد و گفت: ميان آن سنگ‌ها چشمه‌اي است. هرقدر كه مي‌خواهيد بنوشيد.
مرد، اسب و سگ، به كنار چشمه رفتند و تشنگي‌شان را فرو نشاندند.
مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتيد، مي‌توانيد برگرديد.
مسافر پرسيد: فقط مي‌خواهم بدانم نام اينجا چيست؟
 - بهشت
- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمري هم گفت آنجا بهشت است!
- آنجا بهشت نيست، دوزخ است.
مسافر حيران ماند: بايد جلوي ديگران را بگيريد تا از نام شما استفاده نكنند! اين اطلاعات غلط باعث سردرگمي زيادي مي‌شود!
 - كاملأ برعكس؛ در حقيقت لطف بزرگي به ما مي‌كنند. چون تمام آنهايي كه حاضرند بهترين دوستانشان را ترك كنند، همانجا مي‌مانند..

مطلبی چند

1 - شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند.فرشته پري به شاعر داد و شاعر ، شعري به فرشته. شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : ديگر تمام شد.ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار مي شود.زيرا شاعري که بوي آسمان را بشنود، زمين برايش کوچک است و فرشته اي که مزه عشق را بچشد، آسمان برايش تنگ
 
    2 - ولتر:شما ممکن است بتوانيد گلي را زير پا لگدمال کنيد، اما محال است بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد
 
    3 - برگ در انتهاي زوال مي افتد و ميوه در انتهاي کمال. بنگر که چگونه مي افتي، چون برگ زرد يا سيب سرخ؟
 

پیام کوتاه ....SMS

مرداد ماه سال 1381،‌ اولين پيام كوتاه (SMS) ارسالي در ايران به وسيله يك سيستم كاملاً ايراني وابسته به دانشگاه صنعتي شريف آزمايش شد و دريافت كننده آن خانم جواني بود كه اين پيام عجيب را چيزي جز يك مزاحمت تلفني نمي‌توانست قلمداد كند.

به همين دليل اقناع او و پدرش كه ناخواسته اولين مشتركاني بودند كه به دنياي تازه‌اي از فناوري اطلاعات و ارتباطات راه پيدا كرده بودند، امري بس دشوار مي‌نمود.... بقیه اش راهم بخوانید جالبه!
منبع : سایت ای تی ایران

ادامه نوشته

A Management Lesson

When everything's coming your way, you're in the wrong lane.

سلام دوستان :

روز دانشجو را به همه شما دوستان عزیزم تبریک میگم . حقیقتش من زیاد فرصت نمیکنم به وبلاگ سر بزنم (آقا جان هرکس دوست دارید نگین شیرینی ها اصلا" موضوع گرفتاریم چیز دیگه ای ) اما حالا تو همین دفعات محدودم به ذهنم رسید که شاید بهتر باشه دوستان مطالب بیشتری در حوزه فناوری اطلاعات در وبلاگ بنویسند (یکی نیست بگی تو که لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمیبره). منم خودم سعی میکنم از این به بعد بیشتر بیام و مطلب هم  در این خصوص بنویسیم  . در ضمن از همه دوستانی که مطالب خودشان را در وبلاگ میگذارند و حضور فعال دارند به نوبه خودم تشکر میکنم . قربان شما - نثاری

به بهانه 16 آذر روز دانشجو

 

در مورد دانشجويان کشورهاي مختلف چه فکري مي کنيد؟

ادامه نوشته

16 آذر ، روز دانشجو!

روز دانشجو

بر همه ی دانش جویان

مبارک باد

فیلترهای ارتباطی

تعدادی از فیلترهای ارتباطی عبارتند از:

-ارزیابی شتاب زده

- نتیجه گیری عجولانه

 - پیش داوری

- حواس پرتی

 - بی توجهی

- حدس وگمان

- فکر قالبی

 - فشارروانی

- فقدان مهارت در دقیق گوش کردن و...

بایستی هوشیارانه نظاره گر ارتباطات خود بادیگران باشیم . فیلترهائی که برسرراهمان سایه می افکنند را شناسائی کنیم و بر اثر مخرب آن معترف باشیم . آنگاه بکوشیم مردم و امور گوناگون را همانطور که هستند مشاهده نماییم .

حتما بخوانید!

می دانم اکثر حوصله ی خواندن مقاله های طولانی را ندارید اما لطفا این یکی را بخوانید ...
ادامه نوشته

چه باید کرد ؟!

(دلم تنگ است             

          دلم می سوزد از باغی که می سوزد

                        نه دیداری نه بیداری      

          نه دستی از سر یاری

                        مرا آشفته می دارد     

           چنین آشفته بازاری...)

خبری که آقای نویدان گذاشته اند را قبلا خوانده بودم اما دوباره خواندش بازهم نگرانم کرد ... نگران وزارت ارشادی که در چاپ کتاب ها و نشریات خود این اندازه کاستی دارد و می خواهد به عرصه ی رسانه ی وارد شود که ماهیتش در مخیله ی مسولان نشر ما نمی گنجد ...

چرا ما بجای اینکه بزرگ شویم می خواهیم تلاش کنیم دیگران کوچک شوند ؟!؟ تا کی می شه به این روشها ادامه داد ؟!

به نظر شما واقعا چطور می شه دخالت اندیشه و خرد و مصلحت مردم ایران را  در تصمیم گیری های دولتمردان بیشتر کرد ؟؟

 

آئين نامه سختگيرانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي محدود و مسدود سازي سايت هاي ايراني

به گزارش سايت www.ict-center.ir، به تازگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، در صدد تدوين آئين نامه سختگيرانه‌اي براي نظارت و محدود سازي سايت‌ها و پايگاه هاي اطلاع رساني اينترنتي ايراني بر آمده است.

به موجب يكي از بندهاي اين آئين نامه، صاحبان هر گونه سايت، وبلاگ و ... حداقل 2 ماه فرصت دارند تا پايگاه خود را به تاييد اين وزارتخانه برسانند. و در صورت عدم تاييد، مسدود خواهند شد.

تحليل: اين امر شديدا به آزادي بيان افراد در اينترنت لطمه خواهد زد و چه بسا حاشيه امنيت آنها را نيز تهديد خواهد كرد. زيرا چنين محتمل است:

1) براي ساختن سايت يا وبلاگ حتما بايد مشخصات خود را به ثبت برسانيد.
2) چنانچه هر گونه تخلفي از شما سر بزند، چون مشخصات شما ثبت شده است، با شما برخورد قانوني شده و بايد انتظار هر چيزي را داشته باشيد.

محدوديت همگاني: بر اساس يكي از بندهاي اين قانون، مديران كليه سايتها و وبلاگ‌ها، پس از تصويب اين قانون، 2 ماه فرصت خواهند داشت تا مشخصات  خود در وزارت ارشاد ثبت كنند و چنانچه اين كار را انجام ندهند، سايت آنها مسدود خواهد شد.

ظاهرا اين قانون به اين سمت مي‌رود كه تنها تعدادي از سايت‌هاي مجاز، قادر به فعاليت بوده و مابقي مسدود مي‌شوند.

احتمالا تا چند وقت ديگر به جاي پيام مشترك گرامي دسترسي به اين سايت امكانپذير نمي‌باشد، پيام ديگري مانند:

مشترك گرامي، سايت مورد نظر شما هنوز در وزارت ارشاد تاييد نشده است

را دريافت خواهيم كرد.

در ادامه مطلب متن كامل توضيحات اين آئين نامه را به نقل از سايت وبنا بخوانيد:

ادامه نوشته

تفاوت واقعی بهشت وجهنم

فردي از پروردگار درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد خداوند پذيرفت . او را وارد اتاقي نمود كه جمعي از مردم در اطراف يك ديگ بزرگ غذا نشسته بودند . همه گرسنه،نا اميد و در عذاب بودند. هركدام قاشقي داشت كه به ديگ ميرسيد ولي دسته قاشقها بلند تر از بازوي آنها بود،بطوريكه نميتوانستند قاشق را به دهانشان برسانند! عذاب انها وحشتناك بود. آنگاه خداوند گفت : اكنون بهشت را به تو نشان ميدهم. او به اتاق ديگري كه درست مانند اولي بود وارد شد. ديگ غذا ، جمعي از مردم ، همان قاشقهاي دسته بلند . ولي در آنجا همه شاد و سير بودند. آن مرد گفت : نمي فهمم ؟ چرا مردم در اينجا شادند در حالي كه در اتاق ديگر بدبخت هستند ، با آنكه همه چيزشان يكسان است ؟
 خداوند تبسمي كرد و گفت : خيلي ساده است ، در اينجا آنها ياد گرفته اند كه يكديگر را تغذيه كنند . هر كسي با قاشقش غذا در دهان ديگري ميگذارد، چون ايمان دارد كسي هست در دهانش غذايي بگذارد

 

تمرين خارج از کلاس

سلام، با توجه به انواع مدلهاي تصميم گيري و تحليل مسائل و استراتژي هاي گوناگون موجود جواب سوال زير چيست؟

سوال : ده تا پرنده نشسته بودند روي سيم برق، يه شکارچي مياد يه تير ميزنه به يکيشون، چند تا پرنده روي سيم باقي مي مونند ؟


.

.

.

.

.

جواب : کليه استراتژيها و راه حل ها در سازمانها با توجه به مليت و فرهنگ با يکديگر متفاوت است و در اينجا هم بستگي به مليت پرنده ها داره :







آمريكايي : پرنده دومي شيش لولش درمياره يه فحش ناموسي ميده و شكارچي رو ميكشه و باقي پرنده ها ليوان مشروبشون رو ميخورند و سري تكون ميدند

چيني : سه تا از پرنده ها فرار ميكنن و در يك گوشه خودشون توليد انبوه پرنده راه ميندازن و شيش تاي باقيمانده در يك چشم بهم زدن توسط هنرهاي رزمي شكارچي رو به شيش قسمت مساوي تقسيم ميكنند.

انگليسي : يكي از پرنده ها خودشو ميزنه به زخمي بودن و ميندازه رو زمين و خودشو خيلي مظلوم نشون ميده و بعد بقيه پرنده ها از فرصت استفاده ميكنن ميرن به زن شكارچي ميگن كه شكارچي مذبور داراي سه همسر و تعداد نامتنابهي بچه است، در نهايت پس از چند روز شكارچي توسط زنش و در خواب به قتل ميرسه

عرب : پرنده دوم تا هفتم از ترس شلوارشون زرد ميشه و پس از چند لحظه سكته ميكنن ميميرن، دو تاي باقيمونده سريع ميرن پولاشونو ورميدارن ميرن خودشون يه تير برق ميخرن و تا آخر عمر بدون ترس بالاش زندگي ميكنن

اسپانيايي : پرنده دوم گيتار دستش ميگيره و حواس شكارچي رو پرت ميكنه ، سومي و چارمي ميرن گاو همسايه رو صدا ميكنن و پنجمي يه پارچه قرمز آويزوون ميكنه روي شلوار شكارچي و گاو ميزنه يارو رو لت وپار ميكنه و در نهايت پنج تاي باقيمانده كلاهاشونو ميندازن هوا و ميگن : هووولي

معنای زندگی

آورده اند که در پهنه گیتی مرغکی است که تنها یکباردرزندگی خویش آوازمی خواند،آوازی دلنشینتر از آواز هرمخلوق دیگری درگستره خاک .از آن دم که ترک آشیانه می گوید خاربنی را می جوید و تا بدان دست نیابد آرام نمی گیرد. چون آنرا یافت در میان شاخسار گزنده آن می نشیند و می خواند، خود را برفراز تیزترین و بلندترین شاخه خار مصلوب می کند و در واپسین لحظه های زندگی در سوگ خویش بلند آواز تر از بلبل و چکاوک نغمه سرایی می کند. نغمه ای آسمانی ، به بهای زندگی .آنگاه تمام جهان در سکوت فرو می رود و بدان گوش می سپارد. مرغک با خاری که در سینه دارد، سرنوشت محتوم خود را پی می گیرد. این قانون هستی است که او را به پیش می برد. از آنچه بر او می گذرد، آگاه نیست بر صلیب خویش تن در می دهد. و نغمه خوان جان می سپارد. در لحظه ای که خار به جانش می نشیند از فرا رسیدن مرگ خود نا آگاه است ، آواز سر می دهد و می خواند تا آنگاه که دیگر نایی برای ندا کردن در او نمی ماند.

مرغ خارزار

برف نو سلام !!

برف نو، برف نو سلام سلام/ بنشين خوش نشسته‌اى بر بام»
«پاکى آوردى اى اميد سپيد/ همه آلودگى است اين ايام»
«راه شومى است مى‌زند مطرب/ تلخ‌وارى است مى‌چکد بر جام»
«اشک‌وارى است مى‌کشد لبخند/ ننگ‌وارى است مى‌تراشد نام»
«شنبه چون جمعه پار چون پيرار/ نقش همرنگ مى‌زند رسام»
«مرغ شادى به دامگاه آمد/ به زمانى که برگسيخته دام»
«ره به هموارجاى دشت افتاد/ اى دريغا که برنيايد گام»
«تشنه آنجا به خاک مرگ نشست/ کآتش از آب مى کند پيغام»
«کام ما حاصل آن زمان آمد/ که طمع برگرفته‌ايم از کام»
«خام‌سوزيم الغرض بدرود/ تو فرود آ برف تازه سلام»

طرح چند سوال شبانه

 

 با سلا م به همه دوستان

ساعت 23.15 ،  از اینکه فرصت شد و  تونستم بعد از چند وقت مشکل مودم را حل کنم، تا این وقت شب بتونم با توجه به برخی مطالب و کلایه ها یک مطلب که بعد از نیم ساعت کشمکش با خودم ، در وبلاگ بگذارم ، خوشحالم .         ببینیم نظردوستان چیه؟( گاهی اوقات فرصت تیز کردن اره خودمان هم رو هم پیدا نمی کنیم .!!!)

شاید فن آوری اطلاعات و ارتباطات اینجا یک کمی بدرد ما بخوره! یکی از دوستان کله داشتند. دیگه مطلب پست نمی کنند؟ فقط در بقیه پست نظر میدند یا مطلب را رو در رو مطرح می کنه ، البته این هم برای خودش راهیه ( البته نه ازاو ((راهی)) ها ....!

این مطلب را به اشتراک افکار دوستان می ذارم ، لطفا از نقطه نظرخودتون، اگر قابل دونستید دریغ نفرمائید. (( با تشکر )  

گاهی اوقات درکارهای مختلف از دوستان ، همکاران ، حتی اعضای خانواده گله می کنیم، که چرا مثلا اینکار را انجام ندادی ، چرا چنین رفتار داشتی یا نداشتی، این کارهای ارزش داره ؟ نداره ؟ و.....

اماواقعا چه کاری ارزش داره ؟  و چه کاری های ارزش نداره ؟

اصلا ارزش در محل کار چیه ؟   ارزش در خانواده چیه ؟    ارزش در جامعه چیه ؟

چرا تلاش می کنیم ؟    چرا فلان کار را نمی کنیم ؟   چرا دوستان از ما می رنجند ؟

و خیلی چراهای دیگر؟    اصلا چرا تعامل می کنیم ؟

موضوع خیلی فلسفی شد، در برخورد های اجتماعی ( اعم از کوچک ،بزرگ )دیدم که خیلی ها دوست دارند از موضع و منظر مختلف صحبت کنند.

اما چند سوال اساسی وجود داره :

ارزش چیه و چگونه در ذهن آدمها شکل می گیره و الگو می شه؟

 ارزش های فردی، اجتماعی ، سازمانی چه رابطه هایی با هم دارند ؟

چرا اساسا ارزشها را تعریف می کنند؟

شاید بگید این همه چه رابطی به هم داره ؟  اما من میگم شاید بی ربط هم نباشه ؟

سلام

سلام

در مورد قالب جدید وب لاگ اگر نظری دارید بفرمائید ، اصل تغییرش برای تغییر ذائقه بدنیست ؟ 

دوستانی که علاقمند به مشارکت در اداره وب لاگ هم هستند بفرمایند تا کار وب لاگ رو هم با همکاری هم جدی تر جلو ببریم .

امیدورام روز یکشنبه فرصتی باشد که در مورد معرفی نمایندگان دوره ما در شورای سردبیری باشگاه مدیریت فن آوری اطلاعات با هم صحبت کنیم .

 

باتشکر و احترام

دوستدار شما

 

...

روزی پدری نقشه جهان را به چند تکه تقسیم کرد و به پسرش داد تا آن را بسازد.پسر گفت: این کار بسیار سخت است.پدر جواب داد : در پشت نقشه تصویر یک آدم وجود دارد .

"آدمی را بساز تا عالمی ساخته شود"

دیوار زندگی

تقدیم به همه دوستانم ، آنان که با تلاش ها و کوشش های خود به دنبال خلق نقشی ماندگار و جاوید بر دیوار زندگی هستند و قدر فرصت ها را دریافته اند .

    اين مهربانتر از برگ در بوسه هاي باران

بيداري ستاره، در چشم جويباران

آيينه نگاهت، پيوند صبح و ساحل

لبخند گاهگاهت، صبح ستاره باران

بازآ كه در هوايت خاموشي جنونم

فريادها برانگيخت از سنگ كوهساران

اي جويبار جاري! زين سايه برگ مگريز

كاين گونه فرصت از دست دادند بي شماران

گفتي: به روزگاري مهري نشسته گفتم

بيرون نمي توان كرد حتي به روزگاران

پيش از من و تو بسيار بودند و نقش بستند

ديوار زندگي را زين گونه يادگاران

وين نغمه محبت، بعد از من و تو ماند

تا در زمانه باقي است آواز باد و باران

شعر از استاد شفیعی کدکنی

پیشنهاد می کنم که این شعر را با صدای استاد شجریان حتما گوش کنید!

سلامامونو ، عشقامونو ، دردامونو ، تنهايي هامونو...

من حسينم
پناهي ام
خودمو مي بينم
خودمو مي شنفم
خودمو فكر مي كنم


تا هستم جهان ارثيه ي بابامه
سلاماش ، همه ي عشقاش ، همه ي درداش ، تنهايي هاش
وقتي هم نبودم باشه مال شما


اگه دوست داري با من ببين ، يا بذار باهات ببينم
با من بگو يا بذار با تو بگم
سلامامونو ، عشقامونو ، دردامونو ، تنهايي هامونو...

                                                                                                    مرحوم حسین پناهی

نتایج اولیه نظرسنجی تاریخ 28/8/85 در اولین نشست دانشجویان MITM

باسلام و تشکر از گروه ۵۰ نفری پاسخ دهندگان و همچنین جناب آقای دکتر اعتماد مقدم .

 نتایج اولیه نخستین نظرسنجی نشست مشترک دانشجویان جهت اطلاع و اعلام نظر حضورتان تقدیم میگردد ، امید است با توجه و عنایت همه دوستان شاهد پیشنهادات ارزنده شما باشیم.

مشاهده نتایج 

 

تفكر استراتژيك

تلخیص از مقاله: دكتر وفا غفاريان - دكتر عليرضا علي احمدي 

مديران همواره با واژه هاي «مبهم» و «چندمعناي» ادبيات مديريتي مواجه بوده اند. تبيين اين واژه هـــــا مي تواند در شناخت و بهره گيري بهتراز مباحث نظري سودمند باشد. استــــراتژي يكي از اين زمينه هاست كه با واژه هايي همچون برنامه ريزي استراتژيك، مديريت استراتژيك، تفكر استراتژيك و... انباشته شده است. هريك از اين واژه ها خود گرفتار چند تعبيري و چند گونه نگري است. مايكل كازامانو و كنستانينوس ماركيدس (M.CUSUMANO & C.C- MARKIDES-2001) در مقدمه كتاب خود مي نويسند: «فقدان يك تعريف همه پذير، زمينه را براي هجوم تعابير جذاب و عبارات باب روز گشوده است و اين امر بر ابهام ما در مورد اينكه استراتژي چيست و يا چه بايد باشد مي افزايد».(1) تعجبي نيست كه نشريه اكونوميست در مقاله اي ادعا مي كند: «هيچكس به راستي نمي داند كه استراتژي چيست؟»
ايـــن مقاله به رويكرد تفكر استراتژيك مي پردازد. زيربناي اين مقاله، مقاله قبلي ما با عنوان «رويكردهاي نوين استراتژي(2)» است كه در اينجا بخش مهمي از آن، يعني «تفكر استراتژيك» موردبررسي كاملتر و گسترده تري قرار مي گيرد. در اين بررسي ضرورت تفكر استراتژيك و مزيتهاي آن، ماهيت و كاركرد آن و درنهايت يك الگوي مفهومي براي اين شيوه تفكر تشريح مي شود. منظور اصلي مقاله تنها تبيين اين رويكرد مهم مديريتي نيست بلكه آنچه اميد داريم در انتهاي مقاله حاصل شود شكل گيري مجموعه اي از مؤلفه هاي ديدگاهي پيرامون محيط كسب و كار است. ديدگاهي كه مي تواند اثربخشي مديران را توسعه بخشد

ادامه نوشته

شفافیت

در اين چند روز اخير به همه مطالبي كه در كامنت هاي دوستان نوشته شده بود با دقت كامل توجه كردم و مطالعه نمودم. بعد از نوشته بسيار جالب و عميق جناب آقاي دكتر اعتماد مقدم فكر مي كردم كه راه براي بسياري از دوستان روشن و از سويي ديگر نويد بخش براي آينده اي پر اميد در فضاي حرفه اي كسب و كار باشد.اما ظاهرا چندان به عمق مطالب ايشان (از نظر من) توجه نشده و بيشتر بحث هاي مطرح شده شبيه مجادلات پر سر و صدا و صرفا ابراز نظرهاي شخصي مي باشد كه در جاي خود ارزشمند است اما به عقيده من به سرانجام مشخصي نخواهد رسيد.

دوستان ؛ من فارق از همه مسائل ، احساس مي كنم كه ما در شرايط بسيار خوبي براي انجام فعاليت هاي حرفه اي در حوزه فن آوري اطلاعات هستيم و افراد بزرگ و موثري مثل آقاي دكتر اعتماد مقدم در به وجود آمدن اين شرايط نقش كليدي دارند و از سوي ديگر وجودشان براي همه ما غنيمت است و بسيار با ارزش.

من در اين نوشته دو موضوع را مطرح مي كنم:

1-     نقدي كوتاه بر حركت ايجاد تعاوني :

ابتدا عرض مي كنم كه من تا كنون در اين ارتباط اظهار نظر نكرده بودم . همانطور كه گفتم با توجه به اظهارات آقاي دكتر( پس از نوشته آقاي باقري) ، احساس مي كردم راه به خوبي مشخص شده است اما مطالب مطرح شده در اين چند روز اخير به گونه اي بود كه من را وادار كرد تا مطالبي را هرچند مختصر به دوستان بسيار عزيزم عرض كنم.

ايده تعاوني ايده خوبي است و در اولين روزها با اقبال خوبي هم از طرف دوستان در دوره 6 موجه شد . اما به عقيده من در اجرايي شدن چندان موفق نبود. من به دليل كوتاه بودن مجال اين نوشته ، تنها به چند نكته كليدي اشاره مي كنم.

اينكه اين ايده توسط چند نفر در ابتدا مطرح شد غير قابل انكار است . اما مواضع مختلف و بعضا متضاد و در برخي موارد نسنجيده سبب شد تا به مرور اعتماد افراد كم رنگ شود و از حضور پانزده بيست نفره اول، به چند نفر محدود شود و در آخر هم حركتي با اسم جمعي از دانشجويان .... با سه نفر به عنوان موسس به ثبت برسد.

من به دوستان بسيار عزيزم در اين حركت مثبت عرض مي كنم كه بهتر است در دنياي امروز كه شفافيت رمز موفقيت مي باشد به روشني به اعلام مواضع و ديدگاه هاي خود بپردازند. به عقيده من هيچ اشكالي در ايجاد يك مجموعه با اهداف مالي و انتفاعي وجود ندارد. اما نمي توان انتظار داشت كه مجموعه اي را با هدف انتفاع ايجاد كرد ولي در معرفي آن شعار غيرانتفاعي سر داد. يا مثلا يك مجموعه اي را ايجاد كرد و بعد شعار تعلق به همه را داد در حالي كه افراد ، خود را در هيچ يك از مراحل تشكيل موثر نمي بينند. اين موارد زماني حاد مي شود كه ما در شناخت مخاطبين خود نيز دچار اشتباه شده باشيم. فراموش نكنيم كه مخاطب هاي ما از مجموعه عوام نيستند كه متوجه اهداف و برنامه ها نشوند بلكه از جمله افراد تحصيل كرده و داراي سوابق حرفه اي هستند و در متن فضاي كسب و كار به صورت جدي حضور دارند و به اين مسائل اشراف دارند.

من به نيت دوستان خود كاملا اطمينان دارم ولي اين به معني عدم اشتباه در معرفي كارشان نيست.اگر آن روز دوستان را در مورد اهداف و برنامه ها روشن كرده بوديد ، تعاوني با قدرت بيشتر شروع به كار مي كرد و اگر در مورد كلوپ هم اين روش را ادامه نمي داديد امروز دچار اين چالش نمي شديد و اگر به همين روش ادامه دهيد براي كارهاي مثبت بعدي هم همين چالش ها و چه بسا جدي تر را شاهد خواهيد بود .

متاسفانه دوستان من در توجيه عملكرد خود ديگران را متهم به نگاه بد بينانه كردند و به نوعي اشكال را در ناظران و ديد آنها مي دانند و من صرفا سعي نمودم تا در اين نوشته كمي متذكر شوم كه بهتر است در مقابل هر چالشي قبل از هر كاري خودمان را نقد كنيم.فراموش نكنيم كه درك شرايط و مخاطبين از مهمترين موارد است. دوران پدرسالاري در ميان گروه هاي فرهيخته ، سالهاست كه گذشته است. بهتر است مهارت خود را در استفاده و بهره بردن از منابع اطرافمان (به خصوص انسانهاي ماهر) با استفاده از اصل "مشاركت" به معني واقعي آن ، ارتقا دهيم.

2-     ايجاد فضاي آزاد و رقابتي:

من اينجا از آقاي دكتر اعتماد مقدم استدعا دارم تا در اين شرايط ما را كمك كنند تا با ايجاد يك فضاي آزاد و رقابتي ايده ها و نظرات مطرح شوند و در رقابتي سالم به شكوفايي برسند. به نظر حقير هيچ اشكالي ندارد كه چند سايت و يا چند كلوپ و انجمن و ... داشته باشيم. اصلا اشكالي در اينكه برخي با اهداف مالي كاري را آغاز كنند يا غيرانتفاعي عمل نمايند نيست. مهم اين است كه ما در شرايط دنياي امروز راه و رسم فعاليتهاي گروهي را به صورت حرفه اي تجربه كنيم. مهم اين است كه اين حركت ها به بلوغ و رشد برسد. فراموش نكنيم كه تحولات بزرگ در وسعت ملي و سپس جهاني از همين تشكل ها و گروه هاي اجتماعي نشات مي گيرند.

تشکر و طلب یاری برای ادامه ی راه ...

این هفته سرم خیلی شلوغ بود نرسیده بودم به وبلاگ ها سر بزنم ...

چه شلوغ پلوغ بوده!!

اما مگه خودتان وبلاگ ندارید می رید خونه مردم را شلوغ می کنید؟

بنده خدا آقای باقری اصل یه کلمه حرف زده ها !

من فکر میکنم بهتره بجای دنبال کردن بحث به این شکل از دوستانی که امکان گذاشتن نظر سنجی در وبلاگ ها را دارند در یک نوع پرسش گویا و غیر جنجالی نظر همه ی دوستان را جویا شویم .

یا حتی شاید یک جلسه ی پرسش و پاسخ حضوری با حضور اعضای تعاونی و دیگر دوستانی که نظر ی دارند ..به هرحال فکر می کنم قضیه را نباید بزرگش کرد ...یک امکانی فراهم شده است هر کس دوست دارد استفاده می کند ...نه ؟

اما در مورد فرم های نظر سنجی ...

اولا که از همکاری همه ی شما بی اندازه متشکریم .

 اگر دوستانی بوده اند که مایل هستند که این فرم ها را دریافت کنند و قبلا زحمت پر کردن آنرا نکشیده اند یا نظر جدیدی به ذهنشون رسیده می توانند از سرکار خانم راعی بگیرند .

دوما که یکشنبه نتایج تحلیل فرم ها و نظرات شما را تقدیم حضور میکنیم .

تا گام بعدی را باهم و برای بهتر شدن برداریم .

بهتر شدن خودمان

بهتر شدن دوره مان

بهتر شدن جامعه مان

( بهترین راه پیش بینی آینده ساختن آنست ...)

 

کنفرانس بین اللمللی استراتژی ها و تکنیک های حل مساله

پيام رییس كنفرانس :
(در كليه چرخه‌هاي بهبود مانند PDCA يا چرخه بهبود كيفيت و بهره‌وري، چرخه بهبود فناوري بلا‌استثناء، تحليل فاصله و بررسي علل عقب‌ماندگي و پيدا كردن راه‌حل‌هاي مناسب براي جبران فاصله وجود دارد كه همگي به امر حل مسأله ختم مي‌شود يعني عمده بهبودها ماحصل حل مسأله هستند. در كشورهاي پيشرفته صنعتي به امر استراتژي‌ها و تكنيك‌هاي حل مسأله توجه خاصي مي‌شِود و همين امر باعث ارتقاء بهره‌وري سيستم‌ها مي‌گردد.
نوآوري نظام‌يافته، ناب، مهندسي ارزش و شش‌سيگما از قوي‌ترين روش‌هاي حل مسأله هستند كه در صورت يادگيري و به كارگيري آن‌ها مي‌توان جهشي اساسي در بهره‌وري ملي ايجاد كرد.)
http://psst.iiits.org/