کشور با حساب و کتاب دولت مطلع میخواهد !
روی سخن من با کسی است که به او میگویند ریاست جمهوری دهم ، همان کسی که در روز ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۸ با رای مردم ایران انتخاب میشود ... جنگ اعداد بعنوان یکی از پایه ای ترین جنگها به دایره ادبیات سیاسی کشور ما وارد شد . پس از سی سال از بر پایی نظام جمهوری اسلامی در ایران اعداد اعلام شده از سوی کاندیدا ها مورد مناقشه طرفین رقابت قرار گرفت . به خودی خود این اتفاق یک گام به جلو و فرصت تازه ای را برای کشور ما بوجود آورده است . فرصتی که تاخیر در استفاده از آن نه مفید است و نه بی ضرر ! امروز به نظر میرسد اعداد و نمودارها اندک اندک به یکی از پایه ای ترین دارائیهای نامزدان انتخاباتی و طرفداران آنها بدل شده است . اتفاق نادری که نشان میدهد کشور از مرحله نگرش فلسفی به یک موضوع منطقی به نگرش منطقی به یک موضوع منطقی روی آورده است . این اتفاق بزرگ را باید به نامزدهای شرکت کننده در این دور از انتخابات تبریک گفت، همان اتفاق بزرگی که سالها قبل در غرب و کشورهای داعیه دار مدیریت و دانشهای وابسته به آن نمودار شده ، چنانچه اینجانب بر این باورم حتی اگر این حرکت صرفا بمنظور انجام رقابتهای انتخاباتی هم طراحی شده باشد به خودی خود اتفاق مبارکی است .
امروزه اگر از مدیران مجموعه های بزرگ و کوچک جهان ، یعنی از حد یک فروشگاه کوچک تا یک دولت، دفترچه اعداد و حساب و کتاب یا مرکز اعداد و حساب و کتاب را بگیریم تمامی ساختار رفتاری و تصمیم گیری آن مدیریت دچار تزلزل و بی ثباتی میشود امری که انکار آن به صورت مستقیم یا غیر مستقیم تاثیری بر درستی آن ندارد و بعنوان امری بدیهی در نظام مدیریت به خودی خود پذیرفته شده است .
اگر گام اول را ایجاد مراکز حساب وکتاب یا آمار بدانیم ، در کشور ما سالهاست که این اتفاق افتاده است ، سالهاست که نهادهایی همجون مرکز اطلاعات و آمار بانک مرکزی ایران ، مرکز ملی آمار ایران ، مراکز مشابه در برخی سازمانها و نهادهای دیگر دولتی به تولید اعداد و انتشار آن هریک به فراخور ماموریت خود دست میزنند. اما در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری، نحوه متفاوت نگاه به اعداد و ارقام باعث شد تا یا اصل اعداد یا چگونگی محاسبه و اعلام آنها زیر سئوال برود و هر کاندیدا تلاش کند تا با فراهم آوردن نمودارهای مخالف آن ، اعتبار آن یکی را خدشه دار نماید.
اما مسئه اینجاست که این مناقشه برای ناظران و اشخاص ثالث گاهی بسیار خسته کننده و بی حاصل به نظر می آمد چرا که هر روز موج تازه ای از واکنشهای موافق و مخالف به یک نمودار سبب ساز بی توجهی به اصل آن و آثار و تبعات آن را در میان گروه های عادی مدیران ومردم فراهم میساخت . این وضعیت و اساسا آنچه تا کنون بر این حوزه از رفتار مملکت داری ما رفته است سبب این ایده پردازی و نگارش آن شده است .
نهادهای مستقل آماری و اطلاعاتی که حتی میتوانند به عنوان شرکت های کاملا خصوصی ایجاد و اداره شوند راه کار برگزیده تمامی کشورهای بزرگ و موفق در عرصه مدیریت است و در ایران نیز جای بحث و تامل دارد . این نهادها یا شرکت ها اساسا نباید وابسته به مراکز قدرت یا سیاست باشند . اینها مجموعه های کوچکی هستند که در پناه صداقت و بیان شفاف اعداد میتوانند به مجموعه های برزگ اقتصادی بدل شوند. اتفاقی که در دنیا در مورد تعدادی از این مجموعه ها افتاده است . و امروز فصل الخطاب اعداد، گزارشات صادره یا منتشره از سوی اینگونه نهاد هاست . دولت در ایجاد یا اداره این نهادها صرفا نقش حمایت کننده دارد و با خرید گزارشات و اطلاعات و آمار منتشره از آنها به ادامه حیات آنها کمک میکند و بلکه خود درسایه این برون سپاری از بسیاری هزینه ها و دردسرها رهایی می یابد. از سوی دیگر این مجموعه ها برای آنکه همچون یک تولید کننده محصولات صنعتی نام ونشان تجاری خود را به روشی برای قبول یا رد محصولات خود تبدیل کنند چاره ای جز صداقت و عدم وابستگی ندارند و البته بکار گیری روشهای علمی غیر قابل تردید نیز همانند یک تولید کننده به ارزشگذاری بهتر مصرف کنندگان بر محصولات آنها می انجامد . اتفاقی که امروزه در کنار نشانهایی مانند : مرسدس بنز در خودرو ، مایکروسافت در نرم افزار ، ایرباس در هواپیما سازی ، گالوپ در نظر سنجی ، نیلسون ریپورت در صنعت کارت های اعتباری و دهها نام و نشان معتبر تجاری دیگر افتاده است .
این امر باعث شده این نامها به گوش فعالان در آن حوزه و حتی مردم عادی به نامهایی کاملا آشنا و مورد اعتماد بدل شوند. بگونه ای که مشاهده نشان شرکت بنز بر روی یک خودرو ، مشتری را از تحقیق در خیلی موضوعات اساسی مربوط به مثلا خودرو بی نیاز میکند.
در حوزه جمع آوری اطلاعات یا نظر سنجی و یا شمارش که اساسی ترین مرحله تهیه یک آمار است نیز نکاتی وجود دارد و البته لازم به ذکر نیست که این مرحله از اهمیت ویژه ای برخوردار است چرا که پایه و اساس آمارها و اطلاعات بر چگونگی جمع آوری اطلاعات خام بنا نهاده شده است .
نخست آنکه در ایران ابتدا باید میان جاسوسی و جمع آوری اطلاعات تفاوت قائل شد ، موضوعی که اساسا باعث نگرانی تمامی کسانی است که ممکن است بخواهند در این حوزه ها وارد شوند. این گلوگاه میتواند همواره مسئله حساب و کتاب دار شدن کشور و مستقل شدن منابع اطلاعات و آماری را به یک مسئله لاینحل و غامض بدل نماید. بهترین خریدار این اطلاعات بعضا همان نهادهایی هستند که اتفاقا نهاد نظارتی در این بخش ممکن است باشند ولی همگان باید طی قانونی که باید بدست بیاید و نوشته بشود حد و حدود خود را بشناسند و به آن احترام بگذارند . از دولت گرفته تا همان شرکت های فعال در عرصه آمار و اطلاعات !
و دیگر اینکه امروزه روشهای جمع آوری اطلاعات ، نظر سنجی و یا شمارش هم تغییر کرده است ، دوران نظر سنجی های میدانی و تعمیم دادن یک نتیجه جزئی به یک کشور حتی با اجرای دقیق و اصولی مراحل مقدماتی آن به پایان رسیده است . هر چند که این امر فعلا در حد یک نظریه مطرح است ولی تغییرات بوجود آمده در مقوله هایی مانند فن آوری اطلاعات و ارتباطات و گسترش و پیشرفت سریع و مداوم اینگونه زمینه ها میتواند دورنما و سرانجام موضوعی مانند آمار را نیز بر ما روشن سازد . و همگان باید بپذیرند که آمار نیز همانند سایر علوم از علوم دیگر تاثیر میپذیرد . این موضوع نیز با مهندسی آغاز نمیشود ، این موضوع بدوا به یک معماری احتیاج دارد . معماری این شکل تازه از جمع آوری اطلاعات با حضور مدیران یا همان مشتریان اطلاعات و کارشناسانی از حوزه های مختلف فن آوری اطلاعات و قانوندانان و قانونگذاران باید به انجام رسد .
و البته باید دست آخر از تبدیل شدن این ایده به حداکثر تشکیل یک شورای فاقد توان تصمیم گیری جدی نیز جلوگیری نمود ، چرا که بازهم فرصت ها از دست میرود . مشورت با اعضای پیش گفته به هیچ عنوان نباید شخص اول اجرایی کشور را به ورطه بی تصمیمی سوق دهد . این امر به یک اراده جدی و دارای پشتوانه علمی نیاز دارد تا همچون شبکه آبرسانی ، یا برق یا مخابرات ابزارهای جمع آوری اطلاعات خام را براساس نوع نیاز اطلاعاتی گروههای مختلف تصمیم گیر طراحی و سپس اجرا و گسترده نمود.
موسساتی در این حوزه ایجاد شدند که هرگز به سامان نرسیدند ، هر چند هنوز صاحبان آن فکر و ایده ها بر درستی کار خود ایمان دارند اما تو گویی هنوز کسی نیامده که هم هم نظر آنها باشد و هم حامی آنها و نه البته رقیب آنها . اتفاقی که در کشور ما بسیار اندک است ، به عبارت دیگر صاحبان ایده همواره با نگرانی ایده های خود را افشا میکنند . امری که شاید شما بعنوان دهمین رئیس جمهور باید برای آن فکری بکنید !
فرزند شما
محسن کچویی
۱۶ خرداد ۱۳۸۸