سه آمريکايي و سه ايراني

سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند. يکي از آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم .

همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکايي ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است .

بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم

سه آمريکايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريکايي رفتند توي يک توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريکايي ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريکايي ها و گفت: بليط ، لطفا !!! 

 

42 تكنيك مهار استرس

استرس مداوم سبب بروز اختلال هاي جسماني نظير زخم هاي گوارش افزايش فشار خون و بيماري قلبي مي شود و در برخي پژوهش هاي مشخص شده است كه استرس در بيش از پنجاه درصد اختلال هاي جسماني نقش عمده اي دارد

شايد براي شما هم پيش آمده كه صبح خواب بمانيد و فرصت كمي داشته باشيد تا به پرواز هواپيما يا محل كارتان برسيد. با عجله آماده و از خانه خارج مي شويد. با ترافيك سنگين و چراغ هاي قرمز پي درپي روبه رو هستيد درحالي كه تپش قلب داريد، چهره تان برافروخته است و قطرات عرق سرد بر پيشاني شما نشسته، دهان شما خشك شده، به ساعت نگاه مي كنيد و بسيار تندخو، تحريك پذير و فزون تنش(۱) شده ايد و تمركز خودتان را از دست داده ايد و... در دنياي پيچيده امروز و در ارتباطات گسترده انسان ها، شخصي را نمي توان يافت كه ايمن و مصون از استرس و فشار رواني باشد. همه ما در روز با طيف متفاوتي از رويدادهاي استرس زا مواجه هستيم. صبح دير از خواب بيدار شدن، ايستادن در صف نانوايي، انتظار كشيدن در ايستگاه اتوبوس، ترافيك، گم كردن پول، تصادف، دير رسيدن به محل كار يا كلاس درس و... نمونه هايي است كه به درجات مختلف اشخاص را با استرس مواجه مي كند.
به عقيده برخي استرس، تنش روان شناختي ناشي از برخي رويدادها و موقعيت ها است(۲) و به نظر شماري از روان شناسان استرس موقعيتي است كه موجود زنده تحت يك عامل استرس زا قرار دارد و اين عامل به طور خودكار سبب افزايش فعاليت بدني (تپش قلب...) و در طولاني مدت عامل فروپاشي موجود زنده يا پديد آمدن يك اختلال رواني در او مي شود.(۳) و گروهي نيز بر اين مطالب اتفاق نظر دارند كه استرس، فشار روان شناختي يا جسماني يا تنشي است كه از طريق رويدادهاي يا تجارب جسماني، هيجاني، اجتماعي يا شرايط شغلي پديد مي آيد و شخص در كنترل كردن يا تحمل كردن آن با مشكل مواجه است.(۴)
هنگامي كه شخص تحت استرس است بدن او تغييرات فيزيولوژيكي را تحمل مي كند كه بخشي از آن ناشي از فعاليت سيستم عصبي خودكار است كه سبب افزايش تپش قلب و فشار خون مي شود و از سوي ديگر تغيير در ميزان ترشح هورمون ها را نيز نبايد از ياد برد.(۵) استرس مداوم سبب بروز اختلال هاي جسماني نظير زخم هاي گوارش، افزايش فشار خون و بيماري قلبي مي شود و در برخي پژوهش هاي مشخص شده است كه استرس در بيش از پنجاه درصد اختلال هاي جسماني نقش عمده اي دارد(۶)، پس بهتر است تا تكنيك هايي را براي كاهش استرس فراگيريم. برخي از اين تكنيك ها و روش ها عبارتند از:
۱- پانزده دقيقه زودتر از خواب بيدار شويد. ۲- از شب پيش براي صبح فردا آماده شويد. ۳- لباس مناسب بپوشيد و از پوشيدن لباس هاي تنگ اجتناب كنيد. ۴- از اشخاصي كه همواره درباره مسائل ديدگاه منفي دارند اجتناب كنيد. ۵- قدرت گفتن «نه» به ديگران را در خودتان تقويت كنيد. ۶- كليدهاي يدك را تهيه كنيد. ۷- لبخند بزنيد. ۸- به مشكلات به عنوان چالش و هماوردجويي بنگريد. ۹- نيازهاي خودتان را پيش بيني كنيد. ۱۰- به حافظه خودتان زياد اعتماد نكنيد، كارهايي كه بايد انجام بدهيد يادداشت كنيد. ۱۱- كارهاي بزرگ خود را به بخش هاي كوچك تر تقسيم كنيد. ۱۲- از اسناد مهم كپي تهيه كنيد. ۱۳- در زندگي بي نظم نباشيد. ۱۴- دليلي ندارد كه همه پاسخ ها را بدانيد. ۱۵- در زير باران قدم بزنيد. ۱۶- در برنامه روزانه وقتي را به سرگرمي و تفريح اختصاص بدهيد. ۱۷- دوش بگيريد. ۱۸- از تصميمات خود آگاهي كاملي داشته باشيد. ۱۹- به خودتان اطمينان داشته باشيد. ۲۰- گفتن مطالب منفي به خودتان را متوقف كنيد. ۲۱- فكر كردن به آينده را متوقف كنيد. ۲۲- براي خودتان اهدافي را در نظر بگيريد. ۲۳- به ستاره ها نگاه كنيد. ۲۴- آرام تنفس كردن را تمرين كنيد. ۲۵- به موسيقي كلاسيك گوش دهيد. ۲۶- براي خودتان گل بخريد. ۲۷- با دوستانتان صحبت كنيد. ۲۸- انجام كارهاي خود را به فردا موكول نكنيد. ۲۹- در همه زمينه ها اعتدال را حفظ كنيد. ۳۰- كارهاي خود را به بهترين نحو و با دقت انجام دهيد. ۳۱- به كارهاي هنري بپردازيد. ۳۲- به ظاهر خودتان توجه داشته باشيد. ۳۳- به پرندگان غذا بدهيد. ۳۴- به يك نفر بگوييد «روز خوبي داشتم» . ۳۵- به مقدار كافي بخوابيد. ۳۶- براي يكي از دوستانتان كه از شما دور است نامه بنويسيد. ۳۷- يك كار ساده جديد فرابگيريد. ۳۸- به ديدن مسابقه ورزشي برويد و تيم مورد نظرتان را تشويق كنيد. ۳۸- كمتر سخن بگوييد و بيشتر گوش بدهيد. ۳۹- شنونده خوبي باشيد. ۴۰- معمولا براي رسيدن به اهدافتان راه هاي جايگزين نيز داشته باشيد. ۴۱- به ياد داشته باشيد استرس يك نگرش است و ۴۲- به ياد داشته باشيد شما همواره حق انتخاب داريد.(۷) و (۸)

42 تكنيك مهار استرس

استرس مداوم سبب بروز اختلال هاي جسماني نظير زخم هاي گوارش افزايش فشار خون و بيماري قلبي مي شود و در برخي پژوهش هاي مشخص شده است كه استرس در بيش از پنجاه درصد اختلال هاي جسماني نقش عمده اي دارد

شايد براي شما هم پيش آمده كه صبح خواب بمانيد و فرصت كمي داشته باشيد تا به پرواز هواپيما يا محل كارتان برسيد. با عجله آماده و از خانه خارج مي شويد. با ترافيك سنگين و چراغ هاي قرمز پي درپي روبه رو هستيد درحالي كه تپش قلب داريد، چهره تان برافروخته است و قطرات عرق سرد بر پيشاني شما نشسته، دهان شما خشك شده، به ساعت نگاه مي كنيد و بسيار تندخو، تحريك پذير و فزون تنش(۱) شده ايد و تمركز خودتان را از دست داده ايد و... در دنياي پيچيده امروز و در ارتباطات گسترده انسان ها، شخصي را نمي توان يافت كه ايمن و مصون از استرس و فشار رواني باشد. همه ما در روز با طيف متفاوتي از رويدادهاي استرس زا مواجه هستيم. صبح دير از خواب بيدار شدن، ايستادن در صف نانوايي، انتظار كشيدن در ايستگاه اتوبوس، ترافيك، گم كردن پول، تصادف، دير رسيدن به محل كار يا كلاس درس و... نمونه هايي است كه به درجات مختلف اشخاص را با استرس مواجه مي كند.
به عقيده برخي استرس، تنش روان شناختي ناشي از برخي رويدادها و موقعيت ها است(۲) و به نظر شماري از روان شناسان استرس موقعيتي است كه موجود زنده تحت يك عامل استرس زا قرار دارد و اين عامل به طور خودكار سبب افزايش فعاليت بدني (تپش قلب...) و در طولاني مدت عامل فروپاشي موجود زنده يا پديد آمدن يك اختلال رواني در او مي شود.(۳) و گروهي نيز بر اين مطالب اتفاق نظر دارند كه استرس، فشار روان شناختي يا جسماني يا تنشي است كه از طريق رويدادهاي يا تجارب جسماني، هيجاني، اجتماعي يا شرايط شغلي پديد مي آيد و شخص در كنترل كردن يا تحمل كردن آن با مشكل مواجه است.(۴)
هنگامي كه شخص تحت استرس است بدن او تغييرات فيزيولوژيكي را تحمل مي كند كه بخشي از آن ناشي از فعاليت سيستم عصبي خودكار است كه سبب افزايش تپش قلب و فشار خون مي شود و از سوي ديگر تغيير در ميزان ترشح هورمون ها را نيز نبايد از ياد برد.(۵) استرس مداوم سبب بروز اختلال هاي جسماني نظير زخم هاي گوارش، افزايش فشار خون و بيماري قلبي مي شود و در برخي پژوهش هاي مشخص شده است كه استرس در بيش از پنجاه درصد اختلال هاي جسماني نقش عمده اي دارد(۶)، پس بهتر است تا تكنيك هايي را براي كاهش استرس فراگيريم. برخي از اين تكنيك ها و روش ها عبارتند از:
۱- پانزده دقيقه زودتر از خواب بيدار شويد. ۲- از شب پيش براي صبح فردا آماده شويد. ۳- لباس مناسب بپوشيد و از پوشيدن لباس هاي تنگ اجتناب كنيد. ۴- از اشخاصي كه همواره درباره مسائل ديدگاه منفي دارند اجتناب كنيد. ۵- قدرت گفتن «نه» به ديگران را در خودتان تقويت كنيد. ۶- كليدهاي يدك را تهيه كنيد. ۷- لبخند بزنيد. ۸- به مشكلات به عنوان چالش و هماوردجويي بنگريد. ۹- نيازهاي خودتان را پيش بيني كنيد. ۱۰- به حافظه خودتان زياد اعتماد نكنيد، كارهايي كه بايد انجام بدهيد يادداشت كنيد. ۱۱- كارهاي بزرگ خود را به بخش هاي كوچك تر تقسيم كنيد. ۱۲- از اسناد مهم كپي تهيه كنيد. ۱۳- در زندگي بي نظم نباشيد. ۱۴- دليلي ندارد كه همه پاسخ ها را بدانيد. ۱۵- در زير باران قدم بزنيد. ۱۶- در برنامه روزانه وقتي را به سرگرمي و تفريح اختصاص بدهيد. ۱۷- دوش بگيريد. ۱۸- از تصميمات خود آگاهي كاملي داشته باشيد. ۱۹- به خودتان اطمينان داشته باشيد. ۲۰- گفتن مطالب منفي به خودتان را متوقف كنيد. ۲۱- فكر كردن به آينده را متوقف كنيد. ۲۲- براي خودتان اهدافي را در نظر بگيريد. ۲۳- به ستاره ها نگاه كنيد. ۲۴- آرام تنفس كردن را تمرين كنيد. ۲۵- به موسيقي كلاسيك گوش دهيد. ۲۶- براي خودتان گل بخريد. ۲۷- با دوستانتان صحبت كنيد. ۲۸- انجام كارهاي خود را به فردا موكول نكنيد. ۲۹- در همه زمينه ها اعتدال را حفظ كنيد. ۳۰- كارهاي خود را به بهترين نحو و با دقت انجام دهيد. ۳۱- به كارهاي هنري بپردازيد. ۳۲- به ظاهر خودتان توجه داشته باشيد. ۳۳- به پرندگان غذا بدهيد. ۳۴- به يك نفر بگوييد «روز خوبي داشتم» . ۳۵- به مقدار كافي بخوابيد. ۳۶- براي يكي از دوستانتان كه از شما دور است نامه بنويسيد. ۳۷- يك كار ساده جديد فرابگيريد. ۳۸- به ديدن مسابقه ورزشي برويد و تيم مورد نظرتان را تشويق كنيد. ۳۸- كمتر سخن بگوييد و بيشتر گوش بدهيد. ۳۹- شنونده خوبي باشيد. ۴۰- معمولا براي رسيدن به اهدافتان راه هاي جايگزين نيز داشته باشيد. ۴۱- به ياد داشته باشيد استرس يك نگرش است و ۴۲- به ياد داشته باشيد شما همواره حق انتخاب داريد.(۷) و (۸)

.:: خواندن کل اين متن بيشتر از 3 دقيقه زمان شما را نخواهد گرفت. پس لطفا بخوانيد ::.

 

١٨ سال پيش من در شرکت سوئدى ولوو استخدام شدم. کار کردن در اين شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است.  اينجا هر پروژه‌اى حداقل ٢ سال طول مي‌کشد تا نهايى شود، حتى اگر ايده ساده و واضحى باشد. اين قانون اينجاست. جهانى شدن (globalization)  باعث شده است که همه ما در جستجوى نتايج فورى و آنى باشيم. و اين مشخصاً با حرکت کند سوئدي‌ها در تناقض است. آن‌ها معمولاً تعداد زيادى جلسه برگزار مي‌کنند، بحث مي‌کنند، بحث مي‌کنند، بحث مي‌کنند و خيلى به آرامى کارى را پيش مي‌برند. ولى در انتها، اين شيوه هميشه به نتايج بهترى مي‌انجامد. به عبارت ديگر:
1- سوئد در حدود 450000  کيلومتر مربع وسعت دارد.
2- سوئد حدود 9 ميليون جمعيت دارد.
٣- استكهلم، پايتخت سوئد كه به پايتخت اسكانديناوي نيز مشهور است حدود  78000 نفر جمعيت دارد.
4- ولوو، اسکانيا، ساب، الکترولوکس و اريکسون برخى از شرکت‌هاى توليدى سوئد هستند.


اولين روزهايي كه در سوئد بودم، يکى از همکارانم هر روز صبح با ماشينش مرا از هتل برمي‌داشت و به محل کار مي‌برد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبح‌ها زود به کارخانه مي‌رسيديم و همکارم ماشينش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک مي‌کرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشين شخصى به سر کار مي‌آمدند.

روز اول، من چيزى نگفتم، همين طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم:  آيا جاى پارک ثابتى داري؟ چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک مي‌کنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟

او در جواب گفت: براى اين که ما زود مي‌رسيم و وقت براى پياده‌رفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر مي‌رسند و احتياج به جاى پارکى نزديک‌تر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو اين طور فکر نمي‌کني؟

ميزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنيد.


اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (
Slow Food). اين جنبش مي‌گويد که مردم بايد به آهستگى بخورند و بياشامند، وقت کافى براى چشيدن غذايشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سريع (Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار مي‌گيرد. غذاى آهسته پايه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بيزنس طرح شده و يک "اروپاى آهسته" ناميده شده است. اين جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگي به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زير سوال مي‌برد. نهضتى که کميّت را جايگزين کيفيت در همه شئون زندگى ما کرده است.

مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار مي‌کنند امّا از آمريکائي‌ها و انگليسي‌ها مولّدترند. آلماني‌ها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت تقليل داده‌اند و مشاهده کرده‌اند که بهره‌ورى و قدرت توليدشان ٢٠درصد افزايش يافته است. اين گرايش به آهستگى و کندکردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمريکائي‌ها را هم جلب کرده است.

 

البته اين گرايش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن يا بهره‌ورى کمتر نيست. بلکه به معنى انجام کارها با کيفيت، بهره‌ورى و کمال بيشتر، با توجه بيشتر به جزئيات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزش‌هاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر است.
به معنى چسبيدن به حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى بها دادن به يکى از اساسي‌ترين ارزش‌هاى انسانى يعنى ساده زندگى کردن است. هدف جنبش آهستگى، محيط‌هاى کارى کم تنش‌تر، شادتر و مولّدترى است که در آن‌، انسان‌ها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت مي‌برند. اکنون زمان آن فرا رسيده است که توقف کنيم و درباره اين که چگونه شرکت‌ها به توليد محصولاتى با کيفيت بهتر، در يک محيط آرامتر و بي‌شتاب و با بهره‌ورى بيشتر نياز دارند، فکر کنيم.


بسيارى از ما زندگى خود را به دويدن در پشت سر زمان مي‌گذرانيم امّا تنها هنگامى به آن مي‌رسيم که بر اثر سکته قلبى يا در يک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى، بميريم.


بسيارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آينده هستيم که زندگى خود در حال حاضر، يعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش مي‌کنيم.


همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختيار داريم. هيچکس بيشتر يا کمتر ندارد. تفاوت در اين است که هر يک از ما با زمانى که در اختيار داريم چکار مي‌کنيم. ما نياز داريم که هر لحظه را زندگى کنيم. به گفته جان ‌لنون، خواننده معروف: زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق مي‌افتد، در حالى که تو سرگرم برنامه‌ريزي‌هاى ديگرى هستى.


به شما به خاطر اين که تا پايان اين مطلب را خوانديد تبريک مي‌گوئيم. بسيارى هستند که براى هدر ندادن زمان، از وسط مطلب آن را رها مي‌کنند تا از قافله جهانى شدن عقب نمانند!

اگر عمر دوباره داشتم
 
دان هرالد (Don Herold) كاريكاتوريست و طنزنويس آمريكايى در سال 1889 در اينديانا متولد شد و در سال 1966 از جهان رفت. دان هرالد داراى تاليفات زيادى است اما قطعه كوتاهش «اگر عمر دوباره داشتم...» او را در جهان معروف كرد. بخوانيد:
"البته آب ريخته را نتوان به كوزه باز گرداند، اما قانونى هم تدوين نشده كه فكرش را منع كرده باشد.
اگر عمر دوباره داشتم مى كوشيدم اشتباهات بيشترى مرتكب شوم. همه چيز را آسان مى گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر مى شدم. فقط شمارى اندك از رويدادهاى جهان را جدى مى گرفتم. اهميت كمترى به بهداشت مى دادم. به مسافرت بيشتر مى رفتم. از كوههاى بيشترى بالا مى رفتم و در رودخانه هاى بيشترى شنا مى كردم. بستنى بيشتر مى خوردم و اسفناج كمتر. مشكلات واقعى بيشترى مى داشتم و مشكلات واهى كمترى. آخر، ببينيد، من از آن آدمهايى بوده ام كه بسيار مُحتاطانه و خيلى عاقلانه زندگى كرده ام، ساعت به ساعت، روز به روز. اوه، البته منهم لحظاتِ سرخوشى داشته ام. اما اگر عمر دوباره داشتم از اين لحظاتِ خوشى بيشتر مى داشتم. من هرگز جايى بدون يك دَماسنج، يك شيشه داروى قرقره، يك پالتوى بارانى و يك چتر نجات نمى روم. اگر عمر دوباره داشتم، سبك تر سفر مى كردم.
اگر عمر دوباره داشتم، وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه مى رفتم و وقتِ خزان ديرتر به اين لذت خاتمه مى دادم. از مدرسه بيشتر جيم مى شدم. گلوله هاى كاغذى بيشترى به معلم هايم پرتاب مى كردم. سگ هاى بيشترى به خانه مى آوردم. ديرتر به رختخواب مى رفتم و مى خوابيدم. بيشتر عاشق مى شدم. به ماهيگيرى بيشتر مى رفتم. پايكوبى و دست افشانى بيشتر مى كردم. سوار چرخ و فلك بيشتر مى شدم. به سيرك بيشتر مى رفتم.
در روزگارى كه تقريباً همگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسى وخامت اوضاع مى كنند، من بر پا مى شدم و به ستايش سهل و آسان تر گرفتن اوضاع مى پرداختم. زيرا من با ويل دورانت موافقم كه مى گويد: "شادى از خرد عاقل تر است".
اگر عمر دوباره داشتم، گْلِ مينا از چمنزارها بيشتر مى چيدم *"

سلام دوستان :

روز دانشجو را به همه شما دوستان عزیزم تبریک میگم . حقیقتش من زیاد فرصت نمیکنم به وبلاگ سر بزنم (آقا جان هرکس دوست دارید نگین شیرینی ها اصلا" موضوع گرفتاریم چیز دیگه ای ) اما حالا تو همین دفعات محدودم به ذهنم رسید که شاید بهتر باشه دوستان مطالب بیشتری در حوزه فناوری اطلاعات در وبلاگ بنویسند (یکی نیست بگی تو که لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمیبره). منم خودم سعی میکنم از این به بعد بیشتر بیام و مطلب هم  در این خصوص بنویسیم  . در ضمن از همه دوستانی که مطالب خودشان را در وبلاگ میگذارند و حضور فعال دارند به نوبه خودم تشکر میکنم . قربان شما - نثاری

سلام دوستان

تاآنجاییکه یادم هست قرار بود در طی تعطیلات دسته جمعی بریم بیرون پس چی شد؟ در ضمن اگر کسی از برنامه کلاسهای این ترم خبر داره لطفا" خبر بده به همه . مرسی

 

سلام دوستان :

لطفا" اگر برنامه دسته جمعی برای بیرون رفتن هست در وبلاگ خبرش را درج کنید ماهم بیاییم . منظور از ما خودم و ماشینم است .

با تشکر

ارادتمند شما

نثاری

 

 

 

تهيه پيشنهاد طرح تحقيق براي پروژه تدوين لايحه

وزارت علوم، تحقيقات و فناوري

گزارش نهايي

تهيه :

محمد ابويي اردكان،  اصغر اسدي،  حسين غريبي،  محمود بابائي

اسفند1379

موضوعات قابل طرح در نظام علوم، تحقيقات و فناوري

بازاريابي خدمات

مرور سابقه علمي و مباني نظري

بازاريابي

تعريفهاي گوناگوني براي بازاريابي بيان شده است, مانند گروهي از فعاليتهاي تجاري وابسته, ‌پديده‌اي بازرگاني, فرايندي اقتصادي, فرايند مبادله يا انتقال مالكيت محصولات, فرايند تعديل عرضه و تقاضا و بسياري معاني ديگر. هر كدام از اين تعاريف بيان كننده گوشه‌اي از فعاليتهاي بازاريابي است. امروزه صاحبنظران بازاريابي را فرايند ارضاي نيازها و خواسته‌هاي بشر تعريف مي‌كنند. به نظر فيليپ كاتلر برجسته‌ترين صاحبنظر در اين رشته, بازاريابي عبارت است از فعاليتي انساني در جهت ارضاي نيازها و خواسته‌ها از طريق مبادله (روستا, ونوس و ابراهيمي 1375, 7).

 ابعاد گوناگون ماركتينگ

ماركتينگ داراي ابعاد گوناگوني است كه عبارتند از:

بازارگرايي: توجه, تمايل و گرايش به مشتري و بازار

بازارشناسي: تحقيقات بازاريابي و بررسي‌هاي بازارها

بازاريابي: يافتن بازار هدف و بخش‌بندي بازارها

بازارسازي: ايجاد و افزايش سهم بازار, ساختن تصوير مناسب, يافتن جاي دلخواه در بازار

بازارگرمي: آمادگي براي رقابت, حضور در صحنه بازارها و نمايشگاهها, انجام تبليغات و ترفيعات و تشويقها

بازارگردي: ويترين‌گردي جهاني, حضور در صحنه مبادلات و بازارها, اطلاعات و ارتباطات بازار

بازارسنجي: مقايسه و ارزيابي گذشته و حال خود و ديگران براي ترسيم آينده

بازارداري: افزايش يا حفظ مشتريان (خلاقيت و نوآوري)

بازارگرداني: اداره كردن بازار از طريق مديريت محصول, قيمت, توزيع, ترفيع (مديريت بازار)

با توجه به ابعاد گوناگون ماركتينگ مي‌توان گفت واژه  مناسب براي Marketing «بازارگرداني» است كه همان مديريت بازار است و همه امور مربوط به برنامه‌ريزي, اجرا و كنترل فعاليتهاي گوناگون و ابعاد اشاره شده را در بر مي‌گيرد. به عبارتي, بازارگرداني يعني انجام فعاليتهاي نظام‌مند و دائم بازارگرايي, بازارشناسي, بازاريابي, بازارسازي, بازارگرمي, بازارگردي, بازارسنجي و بازارداري (روستا, ونوس, ابراهيم  1375, 13ـ9).

فرايند بازاريابي

فرايند بازاريابي شامل تجزيه و تحليل فرصتهاي بازاريابي, جستجو و انتخاب بازارهاي هدف, طراحي استراتژي‌هاي بازاريابي, برنامه‌ريزي براي برنامه‌هاي بازاريابي و سرانجام سازماندهي, اجرا و كنترل كليه فعاليتهاي بازاريابي است.

1ـ تجزيه و تحليل موقعيتهاي بازار: تجزيه و تحليل موقعيتهاي بلندمدت موجود در بازار كمك مؤثري در بهبود عملكرد مؤسسات است.

2ـ جستجو و انتخاب بازارهاي هدف: پس از جمع آوري اطلاعات, ‌شركتها بايد به جستجو و انتخاب بازار هدف بپردازند, بدين منظور بايد جذابيت بازار اندازه‌گيري شود كه اين نيز از طريق تخمين بازار, سودآوري, ميزان رشد آن و نظاير اينها امكان پذير است.

3ـ طراحي استراتژي‌هاي بازاريابي: براي اينكار سازمان بايد ضمن تعيين دو ملاك سنجش (مانند كيفيت و قيمت) موقعيت خود را با توجه به اين دو عامل و نسبت به رقبا بسنجد. انتخاب استراتژي مناسب به سياست شركت و نقش مورد نظرش در بازار بستگي دارد.

4ـ برنامه‌ريزي براي برنامه‌هاي بازاريابي.

5ـ سازماندهي, ‌اجرا و كنترل فعاليتهاي بازاريابي: آخرين مرحله در فرايند مديريت بازاريابي عبارت است از سازماندهي منابع, اجرا و كنترل برنامه‌هاي بازاريابي. در شركتهاي كوچك شايد يكنفر هم بتواند همه كارها  را انجام دهد ولي در مؤسسات بزرگ, متخصصان زيادتري مورد نياز است (روستا, ونوس, ابراهيمي1375, 69ـ66)

وظايف و اهداف بازاريابي

وظايف خاص بازاريابي عباتند از:

 تعيين اهداف بازاريابي

 ايجاد و اجراي برنامه‌هاي استراتژيك بازاريابي

 تجزيه و تحليل محيطي و بازار

 اجراي تحقيقات بازاريابي

 طراحي تركيب هاي (آميخته‌هاي ) مناسب بازاريابي

 بازاريابي داده[1][1]  در مديريت فروش

 ايجاد و توسعه خدمات جديد

 بخش‌بندي, هدفگذاري و تعيين موقعيت بازار

 ارتباطات داخلي (بازاريابي داخلي)

 تلفيق و هماهنگي با ساير مديريت بخشي

 ايجاد سيستم‌هاي اطلاعاتي بازاريابي

اهداف بازاريابي شامل موارد زير مي‌باشد:

درك و پيش بيني نيازهاي مشتري,

 حفظ مشتريان موجود و ارتباط با مشتريان جديد,

 دستيابي به اهداف سازماني(Woodruffe  1996, 46).

كاتلر و آرمسترانگ براي نظام بازاريابي چهار وظيفه زير را قايل شده اند:

 حداكثر نمودن مصرف

 حداكثر نمودن رضايت مصرف كننده

 حداكثر نمودن انتخاب

 حداكثر نمودن كيفيت زندگي(Kotler and Armstrong 1990, 16)

انواع بازاريابي

 بازاريابي خود (شخصي): بازاريابي شخصي يعني تمام فعاليتهايي كه براي ايجاد, حفظ يا تغيير طرز فكر و برداشت رقبا و ديگران نسبت به فرد انجام مي‌گيرد.

 بازاريابي سازمان: بازاريابي سازمان يعني تمام فعاليتهايي كه باعث ايجاد تغيير يا حفظ طرز تلقي, رفتار و برداشت مخاطبان نسبت به سازمان مي‌شود.

 بازاريابي مكان: ‌توانايي در بازاريابي مكان‌ها و بناها, ساختمانهاي تاريخي و تفريح‌گاهها, نيازمند آشنايي با فعاليتهاي بازاريابي ويژه‌اي است كه افراد خاصي مي‌طلبد. بازاريابي مكان يعني تمام فعاليتهاي مربوط به آگاه كردن, جلب نظر مردم, جذب آنها و تغيير طرز تلقي آنها از مكانها و امكانات يك شهر, منطقه يا كشور.

 بازاريابي ايده: يعني ارائه و عرضه انديشه, نظر يا ايده براي ايجاد تفاهم, تغيير رفتارها و باورهاي مردم و سازمانها.

بازاريابي خدمات: در اين زمينه مديران بازاريابي چندان فعال نبوده‌اند, اما سازمانهاي خدماتيي كه اصول بازاريابي را پذيرفته و طرحها و برنامه‌هاي خود را بر پايه چهار عنصر آميخته بازاريابي بنا كرده‌اند به نتايج مثبتي رسيده‌اند.

بازاريابي خدمات

در بسياري از جوامع حدود سه چهارم نيروي كار غير كشاورزي در صنايع خدماتي فعاليت دارند و حدود دو سوم توليد ناخالص ملي را بر عهده دارند. هرچه امور تجارت و فعاليتها پيچيده‌تر, تخصصي‌تر و رقابتي‌تر باشد, امور خدماتي رشد بيشتري مي‌يابد. مديران ناگزيرند براي اداره بهتر سازمانهاي خود در دنياي فعال و پر رقابت امروز با اصول بازاريابي خدماتي آشنا شده, از فنون بازاريابي در ارائه خدمات و ارضاي نياز مشتريان خود بهره گيرند.

ويژگيهاي امور خدماتي

چهار ويژگي‌اصلي خدمات به شرح زير است:

1ـ ناملموس بودن [2][2] :‌خدمات ناملموسند يعني نمي‌توان آنها را پيش از خريد ديد, لمس كرد يا حس نمود. وظيفه‌اصلي بازاريابي خدمات اين است كه به گونه‌اي خدمات را قابل لمس كند, يا نفع كاربرد آنها را نشان مي‌دهد.

2ـ نامشابه‌بودن و ناپيوستگي [3][3] : كيفيت خدمات اغلب متفاوت و ناپيوسته‌است. خدمات وابسته به افرادي است كه آن را ارائه مي‌دهند, به همين دليل كيفيت آنها متغير است, چون افراد قابليتهاي گوناگون و حتي عملكردي متفاوت دارند. امور خدماتي, ممكن است از لحاظ كيفيت خوب يا بد باشد. با استفاده از خطوط توليدي پيشرفته, كيفيت محصولات داراي پيوستگي و تداوم بيشتري شده است, اما خدمات هميشه متغيرند.

3ـ تفكيك ناپذيري [4][4] : سومين اختلاف بين خدمات و محصولات كه با عامل دوم يعني ناپيوستگي نيز ارتباط دارد, تفكيك ناپذيري خدمات است. در اغلب موارد مصرف‌كنندگان نه مي‌توانند و نه مي‌خواهند تا خدمت را از ارائه دهنده آن و وضعيت و شرايط دريافت خدمات جدا سازند. براي مثال براي دريافت يك خدمت آموزشي, دانشجو در دانشگاه حضور مي‌يابد. كيفيت آموزش ممكن است بالا باشد اما اگر خدمات جانبي از جمله مشاوره, فعاليتهاي گروهي, كتابخانه, ‌رستوران, پاركينگ, ‌نحوه ثبت نام و كلاسها نامناسب يا ضعيف باشد, دانشجو نمي‌تواند از اين تجربه آموزشي خرسند و راضي باشد.

4ـ فساد پذيري[5][5] : خدمات فاسد شدني هستند و نمي‌توان آنها را ذخيره كرد. بنابراين به عنوان مثال, يك صندلي خالي در يك هواپيما فرصتي است كه براي هميشه از بين رفته است. امروزه رستورانها جريمه‌اي را براي رزرو ميزهايي كه سفارش دهندگان در موعد مقرر از آنها استفاده نمي‌كنند, در نظر مي‌گيرند. فساد پذيري خدمات معمولاً در شرايطي كه تقاضا براي خدمات نرخ تقريباً ثابتي داشته باشد مشكل ايجاد نمي‌كند, اما در وضعيتي كه تقاضا بسيار بالا يا خيلي كم باشد سازمانهاي خدماتي را با مشكل جدي روبرو مي‌كند.

آميخته بازاريابي[6][6] خدمات:

آميخته بازاريابي خدمات شامل هفت عامل محصول (خدمت), قيمت, توزيع, ترفيع, كاركنان, امكانات فيزيكي و مديريت عمليات است.

خدمت: ‌دو عامل در زمينه محصول بايد مورد توجه قرار گيرد كه عبارت است از:

الف: حق انحصاري: خدمات برخلاف محصولات داراي حق انحصاري يا حق اختراع نيستند.

ب : نام و نشان: با توجه به اينكه خدمات ناملموسند, علامت يك مؤسسه خدماتي در تصميم‌گيري‌هاي مصرف كنندگان بسيار مؤثر است.

قيمت: قيمتها در فعاليتهاي خدماتي دو نقش عمده دارند كه عبارت است از : الف) تأثير گذاري بر درك و تصميم‌گيري مصرف كنندگان خدمات, ب) تأثيرگذاري بر مديريت عمليات. بعضي از سازمانهاي خدماتي براي خدمات خود, مطابق با شرايط تقاضا در ايام هفته, فصل و سال «قيمتهاي ويژه‌اي» ارائه مي‌دهند تا بتوانند تعادلي در عرضه و تقاضاي خدمات به وجود آورند.

توزيع يا مكان: به دليل ماهيت تفكيك ناپذيري خدمات از ارائه دهندگان آن, عامل توزيع در استراتژي بازاريابي خدمات اهميت بسياري دارد.  با توجه به افزايش و شدت رقابت, ارائه خدمات در مكان مناسب و محل‌هاي مورد نظر مشتريان عملي تعيين كننده در جذب و نگهداري مشتريان است.

ترفيع: ارزش و اهميت ترفيع براي سازمانهاي خدماتي در منافعي است كه از خريد خدمات آنان حاصل مي‌شود. در بسياري ار موارد روشهاي ترفيعي محصولات و خدمات مشابهند اما روابط عمومي يكي از روشهاي مهم در خدمات محسوب مي‌شود.

كاركنان: افراد سازمان خدماتي يا كاركناني كه خدمات را به مشتريان ارائه مي‌دهند, عوامل اصلي بازاريابي خدماتي به حساب مي‌آيند, زيرا بسياري از مشتريان ارائه دهندگان خدمات را به نام سازمان مي‌شناسند.

امكانات و دارايي ‌هاي فيزيكي: اين امكانات باعث تسهيل فعاليتها در انتقال و ارائه خدمات مي‌شود. در زمينه خدمات علاوه بر تأسيسات و امكانات مشهود, بايد به امكانات غيرمشهود نيز توجه شود.

مديريت عمليات يا فرايند: مديريت عمليات, موجود بودن و كيفيت مناسب و پايدار خدمات را تضمين مي‌كند. وظيفه و نقش اين عنصر آميخته بازاريابي خدماتي, ايجاد تعادل بين عرضه و تقاضاي خدمات است (روستا, ونوس, ‌ابراهيمي 1375,378ـ376).

استراتژي‌هاي بازاريابي براي سازمانهاي خدماتي

بازاريابي خدماتي علاوه بر چهار استراتژي سنتي بازاريابي, مستلزم دو استراتژي بازاريابي داخلي و بازاريابي تعاملي مي‌باشد.

بازار يابي داخلي بدين مفهوم است كه كاركنان و امور مربوط به آنان نظير انگيزش و كاركردن تيمي آنها, رضايت مشتريان را فراهم مي‌سازد.

بازاريابي تعاملي[7][7] بدين معني است كه كيفيت خدمات دريافت شده تا حد زيادي به كيفيت تعامل فروشنده و خريدار بستگي  دارد. در بازاريابي محصول, كيفيت محصول به ندرت به چگونگي بدست آمدن بستگي دارد ولي در بازاريابي خدمات, كيفيت خدمات هم به دريافت كننده خدمات و هم به چگونگي دريافت خدمات بستگي دارد, مخصوصاً‌ در خدمات حرفه اي (Kotler and Armstrong 1990, 4920).

سؤالات

بازاريابي

استراتژي كشور براي بازاريابي خدمات علوم, تحقيقات و فناوري چيست؟

برنامه‌ريزي فرايند بازاريابي به عهده چه سازماني است؟

كاركرد بازاريابي چگونه در ساختار وزارت علوم، تحقيقات و فناوري لحاظ مي‌شود؟ (چه ساختاري براي انجام وظيفه بازاريابي پيش‌بيني مي‌شود؟)

بازاريابي به عنوان يك ابزار چگونه در خدمت استراتژي «رقابت‌پذيري ملي در عرصه علوم، تحقيقات و فناوري» قرار مي‌گيرد؟

بازگشت

 



[1][1] - input

[2][2] - intangibility

[3][3] - inconsistency

[4][4] - inseparability

[5][5] - perishability

[6][6] - marketing mix

[7][7] - interactive marketing