خدایش بیامرزد شمس تبریز راکه می گفت :
( کافران را دوست می دارم ، از این وجه که دعوی دوستی نمی کنند ، می گویند :
ما کافریم !
دشمنیم ! )
حس خوبی نیست وقتی می شنوی بعضی دوستان در مورد بعضی دیگر دوستان صحبتهایی می کنند که نه شایسته ی گوینده است نه شایسته ی آنان که درباره شان به قصه بافی پرداخته اند.
مدتی است شنیده هایی هست که هیچ دوستانه نیست ... اما انگار نشینده گرفتن این حرفها باعث شده است که قصه بافی درمورد روابط شخصی دیگران عادت و تفریح شود.
چرا بعضی ها فکر میکنند برای اینکه از رفتارهای خودشان دفاع کنند لازم است به دیگران حمله کنند ؟!؟
باور کنید حریم زندگی شخصی هیچ کدام ما به هیچ کدام دیگر ما مربوط نیست !!
اصرار بر قضاوت و سخن پراکنی شایسته ی هیچ کدام ما نیست !!
همیشه برای غایبین حرفی هست !! و این یعنی ادعای دوستی ؟!!؟
من خواهش میکنم از این به بعد اگر در غیاب دوستی هر حرفی زدید که در حضورش نمی توانستید بزنید یادتان باشد که هنوز دوستی را نیاموخته اید !
چرا وقتی می توانیم از بودن با هم لذت ببریم و خاطرات قشنگی را پشت این میز و نیمکتها تا همیشه ی عمرمون بیافرینم با حرفها و رفتارهایی این اندازه نا شایسته تیشه به ریشه ی دوستی و آتش به لحظات عمرمان بزنیم ؟!؟!
ما مجبور نیستم همه باهم به یک اندازه دوست باشیم مجبور نیستم همدیگر را خیلی دوست بداریم اما باید حرمت دوستی هایمان را نگه داریم .
این روزها گذرا است آنچه می ماند خاطره ها و چیزی است که با خود به روزهای بعد می بریم ...
چه چیزی را از این روزها به خودمان اضافه می کنیم ؟ چه توشه ای برداشته اید؟؟!!
باور کنید آنچه جاری است شایسته ی هیچ کدام ما نیست ....