رفورم (REFORM) به معنای بهسازی، ترمیم و تجدید ساختمان اطلاق می گردد. معادل فارسی آن در ادبیات رایج امروز ایران کلمه ی اصلاحات است. مفهمومی که بیش از آنکه در عمل به کار گرفته شود در لفظ استعمال شده است.
عدم وجود چهارچوب مناسب، یا عدم ارائه ی تعریف مشخص از "اصلاحات" باعث شد در دهه ی اخیر گاهی فاصله ی میان اصلاح تا انقلاب و بازشناسی رفتاری این دو از هم بسیار مشکل گردد.
تا جایی که بخش هایی از نیروهای پیشین اصلاح طلبان رهبران جریان را به "سازشکاری" متهم می نمایند و بخش دیگری از جریان از آنچه که به زعم خود "تندروی" می خواند گله مند است.
بخشی از این معضل با رفتار حاکمیت ارتباط مستقیم دارد و بخشی دیگر آن به هوادارن و مجریان جریان اصلاحی باز می گردد. آنها که انقلابی های پیشین بودند به علت عدم درک مناسب از منش اصلاحی به باز تولید رفتار انقلابی مبادرت نمودند.
برخی نیز که مشی اصلاحی و جریان آغاز شده در جامعه را در تضاد با منافع و تداوم حضور خود در حاکمیت می دیدند هر روز بیش از پیش در پی استحاله نمودن این مفهوم بر آمدند.
بدنه ی جریان نیز به مقتضای سن خود از درک مناسبی از رفرم خواهی برخوردار نبوده و نیستند. بنظر می رسد همچنان این مشکلات به قوت خود باقی است و جریان اصلاحی همچنان، در محدوده ی راهکارها و عملکردها، تعریف مشخصی را ارائه نمی دهد.
این اختلافات منشا ریزش بسیاری از نیروهای جبهه ی رفورم خواهی بود. این مشکل در جریان اقتدار گرا مشاهده نمی گردد زیرا در آن جبهه تعاریف کاملا مشخصی از اصولگرایی، بنیادگرایی و انقلابی گری وجود دارد.
اما جریان اصلاحی همچنان از این ناحیه دچار ضعف و نقصان است و نتوانسته برای نیروهای تازه وارد عرصه ی اجتماعی ایران مفهوم مشخصی از رفتار و اندیشه ی رفرم خواهی ارئه نمایند.
باید پذیرفت که ناکامی و یا آنچه رسانه های رسمی مخالفان اصلاحات -چه حاکمیت و چه براندازان- به عنوان ناکامی رفورم خواهان تبلیغ می نمایند موجبات دلسردی و دوری مردم را از این نیروها فراهم آورده است.
باید راهکاری یافت که گفتمان اصلاحی بار دیگر به عنوان زبان و مشی رسمی جامعه پذیرفته و حاکمیت خود را ملزم به تن دادن به آن نماید.

پاورقی:
اپوزیسیون برانداز در شرایط فعلی فاقد هرگونه برنامه و مانیفست مشخص است و تاسفبار تر آنکه با وجود حضور در جامعه هایی دموکراتیک ، اخلاق آن را فرا نگرفته و بجای تلاش در جهت یافت راهی برای بازسازی و بهسازی سیاسی-اجتماعی ایران با این استدلال که "خانه از پای بست ویران است" در پی پروژه ی تخریب و ساختن از نو هستند.
دموکراسی یک تجربه ی تاریخی موفق است و مطمئنا راه رسیدن به آن از انقلابی گری نمی گذرد.حال اگر بجای رفرم خواهی، جایگزین دیگری در کسب این هدف وجود دارد باید منتظر ارائه آن از سوی مدعیان دموکراسی خواهی بود.